شبکهٔ ملی اطلاعات را نباید با خاموش کردن اینترنت جهانی یا ساختن یک شبکهٔ منزوی اشتباه گرفت. تعریف دقیقتر، مجموعهای از زیرساختهای ارتباطی، مراکز داده، خدمات و محتوای داخلی است که با مدیریت و حفاظت ملی، نیازهای داخل کشور را پاسخ میدهد و در عین حال امکان ارتباط مدیریتشده با شبکهٔ جهانی را حفظ میکند.
این شبکه معمولاً در چهار لایه توضیح داده میشود: زیرساخت مانند کابل، مرکز داده و تجهیزات؛ شبکهٔ اتصال مانند مسیرهای تبادل ترافیک و نقاط دسترسی؛ خدمات مانند دولت الکترونیک، بانکداری، آموزش و پیامرسان؛ و محتوا که باید متنوع، باکیفیت و متناسب با نیاز واقعی مردم باشد. هیچکدام از این لایهها بهتنهایی شبکهٔ ملی اطلاعات را محقق نمیکند.
مزیتهای بالقوه عبارتاند از کاهش وابستگی و هزینهٔ ترافیک داخلی، افزایش تابآوری هنگام اختلال یا تحریم، حفاظت بهتر از دادههای حساس، توسعهٔ کسبوکارهای بومی و امکان پاسخگویی سریعتر به نیازهای عمومی. در مقابل، اگر این شبکه بدون قانون روشن، حریم خصوصی، رقابت و امکان دسترسی آزاد به اطلاعات طراحی شود، میتواند به تمرکز قدرت و محدودیت ناعادلانه منجر شود.
برای ارزیابی پیشرفت، به جای شعار باید شاخص داشت: سهم ترافیک داخلی، کیفیت و پایداری خدمات، زمان پاسخ، امنیت قابلآزمون، شفافیت مالکیت، رضایت کاربر، قابلیت اتصال به اینترنت جهانی و میزان رقابت میان ارائهدهندگان. «بومی بودن» بهتنهایی کافی نیست؛ خدمت باید قابلاعتماد، قابلاستفاده و پاسخگو هم باشد.
پست بعد، تجربهٔ مناقشهبرانگیز پیامرسانها در سالهای ۱۳۹۶ تا ۱۳۹۸ را بهعنوان یک مطالعهٔ تاریخی بررسی میکند؛ بدون اینکه گزارشهای آن دوره را با وضعیت امروز یکی بگیریم.
نظر، پرسش یا پیشنهاد
هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده است؛ شما اولین نفر باشید.