گسترش فناوری، مسائل تازه‌ای به وجود آورده است: قرارداد و خرید برخط، مالکیت حساب و دارایی دیجیتال، شهادت تصویری، حریم خصوصی، کپی‌رایت، قمار و تبلیغات فریبنده. برای تحلیل این مسائل باید سه سطح را از هم جدا کنیم.
قانون حداقل الزام عمومی و ضمانت اجرای دولت است. فقه بر پایهٔ منابع و روش استنباط، دربارهٔ تکلیف شرعیِ موضوع سخن می‌گوید. اخلاق دامنهٔ وسیع‌تری دارد و حتی رفتاری را که جرم نیست، از نظر کرامت، انصاف و مسئولیت بررسی می‌کند. ممکن است کاری از نظر قانونی ممنوع نباشد اما غیراخلاقی یا از نظر فقهی محل اشکال باشد؛ برعکس، هر اختلاف اخلاقی هم الزاماً جرم نیست.
برای رسیدن به پاسخ، ابتدا موضوع را دقیق تعریف کنیم: آیا پیام خصوصی است یا عمومی؟ داده متعلق به چه کسی است؟ رضایت وجود دارد؟ ضرر قابل‌پیش‌بینی است؟ سپس قانون جاری، قرارداد خدمت و نظر مرجع فقهی مرتبط را بررسی کنیم. کلی‌گویی دربارهٔ «حرام بودن اینترنت» یا «آزاد بودن همه‌چیز» جای موضوع‌شناسی را نمی‌گیرد.
در انتشار محتوا، چند اصل تقریباً همگانی است: دروغ و جعل نکنیم، آبروی افراد را بی‌دلیل مخدوش نکنیم، تصویر و دادهٔ خصوصی را بدون رضایت منتشر نکنیم، اثر مالی تبلیغ را شفاف کنیم، و محتوای کودک‌آزارانه یا مجرمانه را بازنشر ندهیم. در قراردادهای برخط نیز شرایط فسخ، مالکیت داده، نحوهٔ حل اختلاف و مسئولیت پلتفرم را بخوانیم.
قوانین و رویه‌ها تغییر می‌کنند؛ به‌ویژه دربارهٔ پلتفرم‌ها، رمزارزها و هوش مصنوعی. پس این پست چارچوب تصمیم‌گیری است، نه فتوا یا مشاورهٔ حقوقی. برای مورد خاص، از متن قانون روز و مشاور متخصص استفاده کنید.
پست بعد، همین اصول را وارد مهم‌ترین محیط تربیتی می‌کند: خانواده و کودکان.