مقدمه


در امور علمی، انسان می‌تواند از چند متخصص استفاده کند؛ اما در تربیت باطنی، گرفتن دستورهای مستقل و هم‌عرض از چند استاد، ممکن است مسیر انسان را دچار پراکندگی کند. هر استاد، روش تربیتی خاص خود را دارد و دستورهایی که برای یک شاگرد طراحی شده‌اند، الزاماً با برنامهٔ استاد دیگر هماهنگ نیستند.

اهمیت اعتماد


محبت و اعتماد به استاد، از عوامل مهم رشد سالک دانسته شده است. اگر شاگرد پیوسته در مقام مقایسه باشد، نقصی در استاد ببیند یا خود را در فضیلتی برتر از او تصور کند، رابطهٔ تربیتی به‌تدریج ضعیف می‌شود.
استاد و شاگرد تنها با انتقال اطلاعات به یکدیگر مرتبط نیستند؛ بلکه تربیت، نیازمند اعتماد و پذیرش است. اگر شاگرد از درون، راه استاد را قبول نداشته باشد، بسیاری از دستورها اثر خود را از دست می‌دهند.

تعارض برنامه‌ها


ممکن است یک استاد بر خلوت و کاهش معاشرت تأکید کند و استاد دیگر در همان مرحله، شاگرد را به حضور بیشتر در اجتماع دعوت نماید. یک برنامه ممکن است بر روزه و کم‌خوری تکیه داشته باشد و برنامه‌ای دیگر بر تقویت بدن و رعایت اعتدال.
اگر انسان بدون هماهنگی، همهٔ این دستورها را جمع کند، نه‌تنها به نتیجه نمی‌رسد، بلکه ممکن است آثار تربیتی آن‌ها یکدیگر را خنثی کند.

آیا همیشه تنها یک استاد وجود دارد؟


در منابع، برای استفاده از چند استاد، صورت‌هایی نیز ذکر شده است؛ از جمله اینکه استاد نخست، شاگرد را به استاد کامل‌تری ارجاع دهد یا استفاده از استاد دوم صرفاً برای فهم معارف و نکات علمی باشد، نه دریافت دستورهای متعارض.
بنابراین مسئله، منع مطلق استفاده از هر عالم و عارف نیست؛ بلکه مقصود، جلوگیری از پراکندگی در تربیت عملی و گرفتن برنامه‌های مستقل و ناسازگار است.

نتیجهٔ عملی


اگر در مسیر تربیتی مشخصی هستید:
دستورهای گوناگون را بدون هماهنگی جمع نکنید.
از مقایسهٔ دائمی استادان بپرهیزید.
میان استفادهٔ علمی و تبعیت عملی تفاوت بگذارید.
پیش از تغییر برنامه، دلیل و پیامد آن را بررسی کنید.
سلوک با کثرت دستورها پیش نمی‌رود؛ با فهم، اعتماد و استمرار پیش می‌رود.