یکی از تعبیرهای پرمعنا آن است که انسان باید «صد دل را یک‌دل» کند. مقصود، کم شدن پراکندگی‌های درون است؛ دلی که هم‌زمان در بند خواسته‌های متعدد، نگرانی‌های گوناگون و دلبستگی‌های ناسازگار است، نمی‌تواند یک‌پارچه به سوی خدا حرکت کند.
برای توضیح این معنا، حکایت مجنون و لیلی استفاده شده است. مجنون چنان از محبت لیلی پُر بود که در دیدار با او، نگاه ظاهری برایش اصل نبود. این داستان، تمثیلی برای دلی است که آن‌قدر از محبوب پُر شده که برای غیر محبوب جای چندانی باقی نمی‌ماند.
مجنون در پاسخ لیلی می‌گوید: سراسر وجودم از لیلی پُر است و از مجنون خالی. مقصود این تعبیر، کنار رفتن خودمحوری و پراکندگی است؛ تا توجه انسان از «من» و خواسته‌های بی‌شمار آن عبور کند و یک‌جهت شود.
قرآن کریم می‌فرماید:
«هُوَ الأَوَّلُ وَالآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ» / سوره حدید، آیه ۳
این آیه در پیوند با نگاه توحیدی است: انسان باید از نگاه پراکنده به هستی، به دیدن نشانه‌های خداوند در همه چیز حرکت کند.
در شعری منسوب به باباطاهر آمده است:
«به صحرا بنگرم صحرا تو بینم / به دریا بنگرم دریا تو بینم / به هر جا بنگرم کوه و در و دشت / نشان روی زیبای تو بینم»
این راه، راه عبودیت، خضوع، خشوع و اظهار عجز است؛ نه راه حفظ خودبینی و ادعای استقلال. آیه شریفه نیز می‌فرماید:
«وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ» / سوره حج، آیه ۷۸
در این چارچوب، مجاهده یعنی مبارزه با خودخواهی‌ای که دل را به چندین جهت می‌کشد. انسان تا وقتی می‌خواهد هم خودمحوری‌اش را نگه دارد و هم به عبودیت کامل برسد، در تعارض باقی می‌ماند.
جمع‌بندی: یک‌دلی، حذف مسئولیت‌ها و روابط زندگی نیست؛ بلکه بیرون آمدن دل از پراکندگی و خودمحوری است. در این نگاه، محبت خدا هنگامی ژرف می‌شود که دل برای غیر او میدان‌داری نکند.