مقدمه


یکی از خطاهای پنهان در مسیر خودسازی این است که انسان تنها بخش‌هایی از برنامهٔ تربیتی را که با میل او سازگار است انجام دهد و بخش‌های دشوار را کنار بگذارد. او ممکن است ذکر را دوست داشته باشد، اما سکوت و کم‌گویی را رعایت نکند؛ شب‌زنده‌داری را آغاز کند، اما هنگام خستگی آن را ترک نماید؛ یا در عبادت جدی باشد، ولی در کنترل خیال و خواطر بی‌مبالاتی کند.
این شیوه، در ظاهر حرکت است؛ اما در باطن، انتخاب‌کردنِ دستورها بر اساس خواستهٔ نفس است.

نمونهٔ ذکر بدون آرامش ذهن


ذکر بدون رعایت «نفی خواطر» به تصویری تشبیه شده است که بر سطح آب متلاطم افتاده باشد. تا آب آرام نشود، تصویر خورشید در آن ثابت نمی‌ماند. ذهن پراکنده نیز چنین است: الفاظ ذکر بر زبان جاری می‌شود، اما فکر انسان در گذشته، آینده، نگرانی، خیال و گفت‌وگوهای درونی سرگردان است.
در این حالت، انسان نباید تنها به تعداد اذکار خود نگاه کند؛ بلکه باید ببیند آیا ذهن و قلبش هنگام ذکر فرصت آرام‌شدن پیدا می‌کند یا نه.

دستورهای به‌هم‌پیوسته


در برنامه‌های تربیتی، هر دستور ممکن است مقدمه یا شرط دستور دیگر باشد. سکوت، کم‌خوری، بیداری، خلوت و ذکر، گاهی به‌صورت مجموعه‌ای هماهنگ عمل می‌کنند. حذف یک بخش، ممکن است اثر بخش‌های دیگر را کاهش دهد.
برای نمونه، اگر بیداری شبانه جزء برنامهٔ اصلی باشد و فرد آن را پیوسته ترک کند، انجام سایر اعمال الزاماً همان نتیجهٔ مورد انتظار را ایجاد نخواهد کرد.
سعی نابرده در این راه به جایی نرسی
مزد اگر می‌طلبی، طاعت استاد ببر

چرا سالک گاهی استاد را مقصر می‌داند؟


انسان هنگامی که نتیجه نمی‌گیرد، گاهی به جای بررسی کوتاهی خود، برنامه یا راهنمای خود را متهم می‌کند. این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که شخص، تنها بخش‌های دلخواه دستور را انجام داده و قسمت‌های دشوار را کنار گذاشته باشد.
درحالی‌که تربیت واقعی، دقیقاً در همان بخش‌هایی اتفاق می‌افتد که با میل نفس سازگار نیستند.

نتیجهٔ عملی


اگر برنامه‌ای تربیتی دارید، آن را به‌صورت یک مجموعهٔ کامل ببینید، نه فهرستی از اعمال اختیاری. پیش از حذف یک دستور، بررسی کنید که آیا آن دستور، شرط اثرگذاری دیگر اعمال نیست.