متن عربی با اعراب

آيَةُ الْبَلاغَةِ قَلْبُ عُقُولٍ وَلِسانُ قائِلٍ.
(غُرَرُ الْحِكَمِ وَدُرَرُ الْكَلِمِ)
كَلِمَةُ الْمَكْتَبِ
حَمْدًا لِمَنْ خَصَّ سَيِّدَ الرُّسُلِ بِكَمَالِ الْفَصاحَةِ بَيْنَ الْبَدْوِ وَالْحَضَرِ، وَأَنْطَقَهُ بِجَوامِعِ الْكَلِمِ، فَأَعْجَزَ بُلَغاءَ رَبِيعَةَ وَمُضَرَ، وَأَنْزَلَ عَلَيْهِ الْكِتابَ الْمُفْحِمَ بِتَحَدِّيهِ مَصاقِعَ بُلَغاءِ الْأَعْرابِ، وَآتاهُ بِحِكْمَةِ أَسْرارِ الْبَلاغَةِ وَفَصْلِ الْخِطابِ، وَمَنَحَهُ الْأُسْلوبَ الْحَكِيمَ فِي جَوامِعِ كَلِمِهِ، وَخَصَّ «السَّعادَةَ الْأَبَدِيَّةَ» لِمُقْتَفِي آثارِهِ وَحِكَمِهِ.
«جَواهِرُ الْبَلاغَةِ» الَّذِينَ نَظَمُوا لَآلِئَ الْبَدِيعِ فِي عُقُودِ الْإيجازِ وَالْإِطْنابِ، فَفَهِمْنا بَعْدَ اللَّكَنِ بِـ«جَواهِرِ الْإِعْرابِ»، وَنَطَقْنا بِـ«مِيزانِ الذَّهَبِ»، وَطَرَّزْنا سُطورَ الطُّروسِ بِـ«جَواهِرِ الْأَدَبِ»، فَصارَتْ «الْمُفْرَدُ الْعَلَمُ» فِي بابِ النَّسَبِ.
وَبَعْدُ، فَإِنَّ الْعُلُومَ أَرْفَعُ الْمَطالِبِ، وَأَنْفَعُ الْمَآرِبِ، وَعِلْمُ الْبَلاغَةِ مِنْ بَيْنِها أَجَلُّها شَأْنًا وَأَبْيَنُها تِبْيانًا؛ إِذْ هُوَ الْكَفِيلُ بِإيضاحِ حَقائِقِ التَّنْزيلِ، وَإِفْصاحِ دَقائِقِ التَّأْويلِ، وَإِظْهارِ دَلائِلِ الْإِعْجازِ، وَرَفْعِ مَعالِمِ الْإيجازِ.
وَمِنَ الْكُتُبِ الْمُصَنَّفَةِ فِي عِلْمِ الْبَلاغَةِ، كِتابُ «جَواهِرِ الْبَلاغَةِ» الدّارِجُ فِي الْمَدارِسِ الْعِلْمِيَّةِ، الْمُشْتَمِلُ عَلى مَزايا وَخُصوصِيّاتٍ يَمْتازُ بِها عَلى أَقْرانِهِ، وَيَعْتَلي عَلى نُظَرائِهِ، وَلٰكِنَّهُ لا يَخْلو مِنْ نَواقِصَ وَمَعايِبَ.

پاورقی

الْأُسْلوبُ الْحَكِيمُ، وَالسَّعادَةُ الْأَبَدِيَّةُ، وَجَواهِرُ الْبَلاغَةِ، وَجَواهِرُ الْإِعْرابِ، وَجَواهِرُ الْأَدَبِ، وَمِيزانُ الذَّهَبِ، وَالْمُفْرَدُ الْعَلَمُ؛ الْوارِدَةُ فِي هذِهِ الْخُطْبَةِ أَسْماءُ بَعْضِ كُتُبٍ مَطْبوعَةٍ لِمُؤَلِّفِ هذَا الْكِتابِ، وَغَيْرِها مِنَ الْقَواعِدِ الْأَساسِيَّةِ لِلُّغَةِ الْعَرَبِيَّةِ، وَمُخْتارِ الْأَحاديثِ النَّبَوِيَّةِ، وَالْحِكَمِ الْمُحَمَّدِيَّةِ، وَالسِّحْرِ الْحَلالِ فِي الْحِكَمِ وَالْأَمْثالِ.

ترجمهٔ روان

نشانهٔ بلاغت، اندیشه‌ای ژرف و زبانی گویاست.
سپاس خدایی را که پیامبر بزرگ را به کمال فصاحت ممتاز ساخت؛ او را به سخنان کوتاه و پُرمعنا گویا کرد؛ سخنوران بزرگ عرب را ناتوان ساخت؛ و کتابی بر او نازل کرد که با مبارزه‌طلبی خود، فصیح‌ترین خطیبان عرب را درمانده می‌کرد. خداوند رازهای بلاغت و سخن روشنگر را به او عطا کرد، در گفتارهای جامع او روشی حکیمانه نهاد و پیروان آثار و حکمت‌های او را به سعادت جاودان اختصاص داد.
علم بلاغت از برترین و سودمندترین دانش‌هاست؛ زیرا حقایق قرآن را روشن می‌کند، ظرافت‌های تأویل را آشکار می‌سازد، دلیل‌های اعجاز را نشان می‌دهد و زیبایی‌های ایجاز را نمایان می‌کند.
«جواهر البلاغة» کتابی رایج در مدارس علمی است که امتیازهایی دارد و از همتایان خود برتر است؛ بااین‌حال، از کاستی‌ها و عیب‌ها خالی نیست.

ترجمهٔ پاورقی:

عنوان‌های آمده در این مقدمه، نام بعضی از کتاب‌های چاپ‌شدهٔ مؤلف‌اند؛ از جمله: «اسلوب حکیم»، «سعادت ابدی»، «جواهر بلاغت»، «جواهر اعراب»، «جواهر ادب»، «میزان طلا» و «مفرد عَلَم». همچنین از دیگر آثار او، کتاب‌هایی در قواعد پایهٔ زبان عربی، گزیدهٔ احادیث نبوی، حکمت‌های محمدی و «سحر حلال در حکمت‌ها و مثل‌ها» است.

شرح

«جَوامِعُ الْكَلِم» یعنی سخنانی کوتاه، ولی عمیق و پُرمعنا.
«الكتاب المُفحِم» اشاره به قرآن دارد؛ یعنی کتابی که با تحدّی، مخالفان را در آوردن همانند خود ناتوان می‌سازد.
نام کتاب‌های مؤلف در متن، هم معنای عادی دارند و هم عنوان کتاب‌اند؛ این شیوه، نثر مقدمه را ادیبانه کرده است.
جملهٔ پایانی، علت بازنگری کتاب را بیان می‌کند: کتاب ارزشمند است، اما نیاز به اصلاح علمی دارد.