وقتی از «فضای مجازی» سخن می‌گوییم، منظور فقط صفحهٔ تلفن همراه یا اتصال به اینترنت نیست. فضای مجازی یک محیط اجتماعی ـ فنی است؛ محیطی که در آن انسان‌ها با کمک شبکه‌ها و ابزارهای دیجیتال ارتباط برقرار می‌کنند، اطلاعات می‌سازند و جابه‌جا می‌کنند، کالا و خدمت می‌گیرند، هویت خود را عرضه می‌کنند و حتی دربارهٔ مسائل سیاسی و فرهنگی تصمیم می‌گیرند.
این محیط چند جزء به‌هم‌پیوسته دارد. اینترنت، زیرساخت ارتباطیِ شبکه‌ای از شبکه‌هاست. وب، یکی از خدماتی است که روی اینترنت اجرا می‌شود. یک شبکهٔ اجتماعی، فروشگاه برخط، بازی، پیام‌رسان یا سامانهٔ بانکی، «خدمت» یا «سکو» است؛ هر سکو نیز با قواعد، مدل اقتصادی و الگوریتم‌های خودش رفتار کاربران را شکل می‌دهد. بنابراین، برابر دانستن اینترنت با فضای مجازی، مانند این است که جاده را با کل شهر، مردم، فروشگاه‌ها و قوانین آن یکی بدانیم.
واژهٔ «مجازی» نیز به معنای غیرواقعی یا بی‌اثر نیست. تصمیمی که در یک سامانهٔ برخط گرفته می‌شود، تصویری که منتشر می‌کنیم، داده‌ای که ذخیره می‌شود یا اعتباری که از دست می‌رود، پیامدهای واقعی دارد. روابط خانوادگی، فرصت شغلی، آموزش، سلامت روان، امنیت ملی و اقتصاد، همگی می‌توانند از این محیط اثر بپذیرند.
برای فهم درست فضای مجازی باید چهار پرسش را هم‌زمان بپرسیم: چه چیزی این محیط را ساخته است؟ چه کسانی قواعد آن را تعیین می‌کنند؟ خدمات و محتوا چگونه به دست ما می‌رسند؟ و کاربر با چه میزان اختیار و آگاهی در آن تصمیم می‌گیرد؟ این پرسش‌ها ما را از دو نگاه افراطی دور می‌کند: نه فناوری را معجزه‌ای بی‌خطر بدانیم و نه آن را ذاتاً شر مطلق تلقی کنیم.
در پست بعد، اجزای اصلی این محیط را مانند اجزای یک سامانهٔ پیچیده کنار هم می‌گذاریم.