برای سیاست‌گذاری یا استفادهٔ مسئولانه از فضای مجازی، باید تصویر کاملی از اجزای آن داشته باشیم. اگر فقط به اپلیکیشن نگاه کنیم، زیرساخت و اقتصاد را نمی‌بینیم؛ اگر فقط به کاربر توجه کنیم، نقش طراحی سکو و قوانین را نادیده می‌گیریم. یک مدل کاربردی، فضای مجازی را در هفت رکن بررسی می‌کند:

۱. حکمرانی:


قوانین، سیاست‌ها، استانداردها، نهادهای ناظر و تصمیم‌هایی که مرزهای فعالیت را تعیین می‌کنند.

۲. کاربر:


انسان یا سازمانی که محتوا تولید می‌کند، خدمت می‌گیرد، داده به‌جا می‌گذارد و از انتخاب‌هایش اثر می‌پذیرد.

۳. زیرساخت:


مراکز داده، سرورها، کابل‌ها، تجهیزات شبکه، سیستم‌های عامل، پردازنده‌ها و انرژی موردنیاز.

۴. شبکهٔ ارتباطی:


اینترنت، شبکه‌های همراه و ثابت، شبکه‌های خصوصی و مسیرهایی که داده را از مبدأ به مقصد می‌رسانند.

۵. خدمات:


موتور جست‌وجو، پیام‌رسان، شبکهٔ اجتماعی، فروشگاه، آموزش، سلامت، بانکداری و ده‌ها خدمت دیگر که روی زیرساخت عرضه می‌شوند.

۶. محتوا:


متن، تصویر، صوت، ویدئو، بازی، دادهٔ علمی و هر پیامی که در شبکه تولید یا توزیع می‌شود.

۷. اقتصاد:


درآمد تبلیغاتی، اشتراک، فروش داده و خدمات، هزینهٔ پهنای باند، سرمایه‌گذاری، اشتغال و جریان ارزش.
این ارکان جدا از هم کار نمی‌کنند. تغییر در هر رکن، بقیه را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. برای مثال، افزایش سرعت شبکه بدون محتوای باکیفیت، الزاماً به رشد فرهنگی نمی‌انجامد؛ یک خدمت بومیِ خوب بدون زیرساخت پایدار و اعتماد عمومی نیز ماندگار نمی‌شود. همچنین کاربر کاملاً منفعل نیست، اما انتخاب او درون معماری‌ای انجام می‌شود که طراحان، مدیران و مقررات‌گذاران ساخته‌اند.
این مدل به ما کمک می‌کند هنگام ارزیابی یک سکو، فقط نپرسیم «خوب است یا بد؟» باید بپرسیم چه کسی آن را اداره می‌کند، چگونه درآمد می‌سازد، چه داده‌ای جمع می‌کند، چه محتوایی را بالا می‌آورد و در برابر خطا به چه نهادی پاسخ می‌دهد.
در پست بعد، سراغ پرسش بنیادی‌تری می‌رویم: آیا فناوری صرفاً یک ابزار خنثی است؟