یکی از خطاهای رایج در تحلیل فضای مجازی، جست‌وجوی یک «فرمانروای واحد» است. واقعیت فنی و سیاسی پیچیده‌تر از این تصویر است. اینترنت و خدمات دیجیتال در نتیجهٔ تعامل چند لایه اداره می‌شوند: دولت‌ها و قانون‌گذاران، نهادهای استاندارد و ثبت دامنه، اپراتورها و مراکز داده، شرکت‌های سیستم‌عامل و فروشگاه نرم‌افزار، سکوهای محتوا و تبلیغات، و در نهایت کاربران.
نهادهایی مانند ICANN، IETF، W3C و Internet Society در بخش‌هایی از نام‌گذاری، استانداردها و هماهنگی فنی نقش دارند؛ دولت‌ها دربارهٔ زیرساخت، امنیت، مالیات و حقوق کاربران مقررات وضع می‌کنند؛ و شرکت‌های خصوصی با مالکیت زیرساخت، داده، الگوریتم و بازار، قدرت اقتصادی و فرهنگی به دست می‌آورند. این قدرت‌ها همیشه هم‌سو نیستند و گاهی با یکدیگر تعارض دارند.
بااین‌حال، تمرکز بازار در برخی حوزه‌ها واقعیتی قابل‌بررسی است. هرچه کاربران بیشتری در یک سکو جمع شوند، ارزش شبکه افزایش می‌یابد و خروج از آن برای کاربر دشوارتر می‌شود. وابستگی به یک سیستم‌عامل، موتور جست‌وجو یا فروشگاه نرم‌افزار نیز می‌تواند انتخاب‌های کشور و شهروند را محدود کند. این مسئله را باید با داده، ساختار مالکیت، قراردادها و تصمیم‌های رسمی سنجید؛ نه با نسبت دادن همهٔ رخدادها به یک گروه هویتی.
برای حکمرانی سالم، چهار اصل لازم است: شفافیت دربارهٔ مالکیت و مدل درآمدی، پاسخ‌گویی در برابر خطا و تبعیض، قابلیت جابه‌جایی داده و رقابت، و نظارت قانونی مستقل. استقلال دیجیتال نیز به معنای قطع ارتباط با جهان نیست؛ یعنی توان تصمیم‌گیری، تولید، حفاظت و مذاکره بدون وابستگی شکننده.
درک این شبکهٔ قدرت، زمینه‌ای است برای فهم «مهندسی اطلاعات»؛ یعنی این‌که چرا یک محتوا دیده می‌شود و محتوای دیگر نه.