فرهنگ فناوری یعنی مجموعهٔ عادت‌ها، ارزش‌ها و الگوهای رفتاری‌ای که در کنار یک ابزار یا سکو شکل می‌گیرد. این فرهنگ از پنج مسیر اصلی ساخته می‌شود: مدیریت، ساختار، تولید و توزیع، محتوا و کاربر.
مدیریت با قوانین، اولویت‌ها، شیوهٔ رسیدگی به شکایت و نوع پاداشی که به تولیدکننده می‌دهد، جهت فناوری را تعیین می‌کند. ساختار با پیش‌فرض‌ها، رابط کاربری، اعلان‌ها و محدودیت‌های فنی، بعضی رفتارها را آسان و بعضی را پرهزینه می‌کند. تولید و توزیع مشخص می‌کند چه چیزی ساخته و به چه کسی پیشنهاد شود. محتوا مواد خامی است که ذهن و احساس مخاطب با آن روبه‌رو می‌شود. در نهایت، کاربر با انتخاب، تفسیر و تولید خود، در ساخت فرهنگ سهم دارد؛ اما این سهم در همهٔ فناوری‌ها یکسان نیست.
برای نمونه، یک موتور جست‌وجو فقط فهرستی از صفحات نیست. خزشگر، اطلاعات را پیدا می‌کند؛ نمایه‌ساز، آن را دسته‌بندی می‌کند؛ و رتبه‌بندی، ترتیب نمایش را می‌سازد. هر مرحله می‌تواند بر تجربهٔ کاربر اثر بگذارد. این فرایند لزوماً به معنای «توطئه» نیست، اما قطعاً یک تصمیم فنی ـ فرهنگی است و باید شفاف و پاسخ‌گو باشد.
در ارزیابی هر فناوری، پنج پرسش عملی بپرسیم: چه کسی قواعد را می‌نویسد؟ چه چیزی پاداش می‌گیرد؟ چه داده‌ای جمع می‌شود؟ کدام رفتار به‌صورت پیش‌فرض آسان‌تر است؟ و اگر آسیب یا خطایی رخ دهد، راه اعتراض و اصلاح چیست؟ پاسخ به همین پرسش‌ها از گرفتار شدن در دوگانهٔ سادهٔ «ابزار خوب/ابزار بد» جلوگیری می‌کند.
پست بعد، این مدل را به ساختار واقعی حکمرانی دیجیتال تعمیم می‌دهد و نشان می‌دهد چرا هیچ تحلیل جدی نباید قدرت دولت‌ها، نهادهای استاندارد، شرکت‌ها و کاربران را جدا از هم ببیند.