پس از آنکه خبر شهادت مسلم بن عقیل به امام حسین علیهالسلام رسید، حضرت در مسیر خود با فرزدق ملاقات کردند. فرزدق با نگرانی به ایشان گفت:
«يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ! كَيْفَ تَرْكَنُ إِلَىٰ أَهْلِ الْكُوفَةِ وَهُمْ الَّذِينَ قَتَلُوا ابْنَ عَمِّكَ مُسْلِمَ بْنَ عَقِيلٍ وَشِيعَتَهُ؟»
ترجمه: ای فرزند رسول خدا، چگونه به مردم کوفه اعتماد میکنی، در حالی که آنان پسرعمویت مسلم بن عقیل و پیروان او را کشتهاند؟
این پرسش، از نظر سیاسی و ظاهری کاملاً جدی بود. مسلم بن عقیل نمایندهٔ امام در کوفه بود و شهادت او نشانهٔ آشکار دگرگونی شرایط بهشمار میرفت. اما مسیر امام حسین علیهالسلام صرفاً بر محاسبات سیاسیِ پیروزی و شکست استوار نبود.
حرکت امام، برای تحقق مسئولیتی بود که با دعوت مردم آغاز شد، اما با پیمانشکنی آنان پایان نیافت. اگر مردم کوفه وفادار میماندند، حجت آنان بهگونهای بود؛ و وقتی پیمان شکستند، حجت آنان به گونهای دیگر آشکار شد.
این واقعه نشان میدهد که انسان حقمدار، واقعیات را نادیده نمیگیرد؛ امام از خبر شهادت مسلم آگاه شد و آن را پنهان نکرد. اما واقعیت تلخ، او را از اصل تکلیف بازنداشت. راه حق گاهی با تغییر شرایط، شکل تازهای پیدا میکند، ولی حقیقت آن تغییر نمیکند.
نظر، پرسش یا پیشنهاد
هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده است؛ شما اولین نفر باشید.