هر موجودی از خدا آغاز می‌شود و به سوی او بازمی‌گردد. این بازگشت فقط به معنای پایان زندگی مادی نیست؛ بلکه حقیقت همهٔ هستی، حرکت از مبدأ و رجوع به همان مبدأ است.
خداوند موجودات را ایجاد می‌کند، در مسیر رشد و کمال قرار می‌دهد و سرانجام آن‌ها را به سوی خویش بازمی‌گرداند. بنابراین، عالم حرکت بی‌هدف و پراکنده نیست؛ هر موجودی در نظام آفرینش، جهت و مقصدی دارد.
انسان زمانی دچار سرگردانی می‌شود که خود را از مبدأ و مقصد جدا تصور کند. اگر نداند از کجا آمده و به کجا می‌رود، زندگی برای او به مجموعه‌ای از لذت‌ها، ترس‌ها و رقابت‌های زودگذر تبدیل می‌شود.
اما هنگامی که انسان خدا را مبدأ و منتهای وجود بداند، حوادث زندگی معنای دیگری پیدا می‌کنند. نعمت، وسیلهٔ شکر می‌شود؛ رنج، میدان آزمایش؛ و مرگ، عبور از مرحله‌ای محدود به سوی مرحله‌ای گسترده‌تر.