در مباحث فلسفی، این اصل مطرح میشود:
«بَسِيطُ الْحَقِيقَةِ كُلُّ الْأَشْيَاءِ»
مقصود این نیست که خداوند مجموعهای از موجودات یا ترکیبی از اشیا باشد. خداوند بسیط است؛ یعنی در ذات او ترکیب، اجزا، محدودیت و نقص وجود ندارد.
هر موجود محدود، برخی کمالات را دارد و از برخی کمالات محروم است. انسان علم دارد، اما علمش محدود است؛ قدرت دارد، اما قدرتش ناقص است؛ حیات دارد، اما حیاتش وابسته و پایانپذیر است.
اما وجود بسیط و مطلق، نمیتواند فاقد کمالات وجودی باشد. بنابراین، همهٔ کمالات به نحو برتر و نامحدود در ذات خداوند موجود است.
در اینجا باید میان «داشتن کمالات» و «ترکیبشدن از کمالات» تفاوت گذاشت. خداوند از علم، قدرت، حیات و اراده ترکیب نشده است؛ بلکه این صفات در ذات او عین کمال مطلقاند و به صورت اجزای جداگانه در ذات او قرار ندارند.
به همین دلیل، خداوند را نمیتوان مانند موجودات محدود تعریف کرد. هر تعریف معمولی، حد و مرزی برای موضوع ایجاد میکند؛ درحالیکه خداوند حقیقت مطلق و نامحدود است.
نظر، پرسش یا پیشنهاد
هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده است؛ شما اولین نفر باشید.