موجودات عالم، از خود استقلالی ندارند؛ بلکه لمعات نور و رشحات وجود الهیاند.
در تعبیری نقلشده آمده است:
«وَ مَا سِوَاهُ عَلَى الإطْلَاقِ لَمَعَاتُ نُورِهِ، وَرَشَحَاتُ وُجُودِهِ، وَظِلَالُ ذَاتِهِ»
یعنی غیر خدا، در مرتبهٔ وابستگی، جلوههایی از نور و وجود او هستند.
در اشعار نقلشده از عراقی نیز همین معنا با زبان تمثیل بیان شده است: خورشید، دریا، شبنم و بخار، هرکدام تصویری از نسبت عالم با مبدأ خویشاند. شبنم از دریا جدا به نظر میرسد، اما حقیقتش از همان دریاست؛ بخار از آب پدید میآید و دوباره به آب بازمیگردد.
این تمثیلها برای بیان وابستگی موجودات است، نه برای یکیدانستن خدا و مخلوقات. عالم، ظهور و اثر خداست؛ اما خداوند در حدود و نقایص عالم محصور نمیشود.
نتیجهٔ عملی این بحث آن است که انسان نباید به موجودات تکیهٔ استقلالی کند. اسباب در جای خود معتبرند، اما اثر حقیقی از خداست و هر موجودی تنها به اندازهٔ قابلیتی که به او عطا شده، میتواند اثر بگذارد.
نظر، پرسش یا پیشنهاد
هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده است؛ شما اولین نفر باشید.