وحدت عددی یعنی چیزی یکی باشد و در برابر آن، موجود دیگری قابل تصور باشد. مثلاً یک انسان در برابر انسان‌های دیگر قرار می‌گیرد و یک عدد در کنار عددهای دیگر معنا پیدا می‌کند.
اما وحدت خداوند از این نوع نیست. خداوند یکی نیست چون در کنار چند خدا، نخستین یا برترینِ آن‌هاست؛ بلکه اساساً در برابر او موجود مستقل دیگری قابل فرض نیست.
وحدت بالصرافه یعنی حقیقتی بسیط، مطلق و فراگیر که هیچ حدی آن را از حقیقت دیگری جدا نمی‌کند. اگر برای وجود مطلق، وجود مطلق دومی فرض شود، هرکدام باید با چیزی از دیگری متمایز گردد؛ و این تمایز، محدودیت ایجاد می‌کند.
بنابراین، خداوند «یکی در برابر چند» نیست؛ بلکه حقیقتی است که همهٔ موجودات در اصل وجود خود به او وابسته‌اند و هیچ موجودی در عرض او قرار ندارد.