وقتی از تمدن صحبت میکنیم، معمولاً به بناهای بزرگ، فناوریهای پیشرفته، اقتصاد قدرتمند یا ارتش منسجم فکر میکنیم.
اما اینها فقط بخشی از تمدناند.
تمدن را میتوان مانند یک رایانه در نظر گرفت:
۱. سختافزار تمدن
سختافزار، امکانات قابل مشاهده است؛ مانند:
علم و فناوری
اقتصاد
جمعیت
شهرها و زیرساختها
قدرت نظامی
منابع طبیعی
این بخش مهم است، اما بهتنهایی تمدن نمیسازد.
اقتصاد
جمعیت
شهرها و زیرساختها
قدرت نظامی
منابع طبیعی
این بخش مهم است، اما بهتنهایی تمدن نمیسازد.
۲. نرمافزار تمدن
نرمافزار، الگوهایی است که زندگی مردم را شکل میدهد:
خانواده
سبک زندگی
آموزش
روابط اجتماعی
فرهنگ کار
شیوه مصرف
هنر و رسانه
ممکن است دو جامعه از امکانات مشابهی برخوردار باشند، اما بهدلیل تفاوت در سبک زندگی و ارزشها، نتایج کاملاً متفاوتی به دست آورند.
سبک زندگی
آموزش
روابط اجتماعی
فرهنگ کار
شیوه مصرف
هنر و رسانه
ممکن است دو جامعه از امکانات مشابهی برخوردار باشند، اما بهدلیل تفاوت در سبک زندگی و ارزشها، نتایج کاملاً متفاوتی به دست آورند.
۳. سیستمعامل تمدن
سیستمعامل، بخش پنهان اما تعیینکننده است.
در رایانه، سیستمعامل مشخص میکند سختافزار و نرمافزار چگونه با یکدیگر کار کنند. در جامعه نیز «الگوی حکمرانی» همین نقش را دارد.
الگوی حکمرانی تعیین میکند:
قدرت در دست چه کسی باشد؛
تصمیمها با چه مبنایی گرفته شوند؛
مردم چه جایگاهی داشته باشند؛
عدالت چگونه اجرا شود؛
علم و ثروت در چه مسیری به کار گرفته شوند؛
انسان، هدف باشد یا ابزار.
به همین دلیل، ممکن است جامعهای فناوری پیشرفته داشته باشد، اما در آن فقر، تنهایی، تبعیض و بیعدالتی افزایش پیدا کند.
تصمیمها با چه مبنایی گرفته شوند؛
مردم چه جایگاهی داشته باشند؛
عدالت چگونه اجرا شود؛
علم و ثروت در چه مسیری به کار گرفته شوند؛
انسان، هدف باشد یا ابزار.
به همین دلیل، ممکن است جامعهای فناوری پیشرفته داشته باشد، اما در آن فقر، تنهایی، تبعیض و بیعدالتی افزایش پیدا کند.
مشکل همیشه کمبود امکانات نیست؛ گاهی مشکل از «سیستمعامل» است.
الگوهای مختلف حکمرانی
در طول تاریخ، الگوهای مختلفی برای اداره جامعه تجربه شده است:
سلطنت
دیکتاتوری
اشرافسالاری
لیبرالدموکراسی
سرمایهداری
کمونیسم
هرکدام از این الگوها، تعریف خاصی از انسان، آزادی، عدالت و سعادت ارائه میکنند.
دیکتاتوری
اشرافسالاری
لیبرالدموکراسی
سرمایهداری
کمونیسم
هرکدام از این الگوها، تعریف خاصی از انسان، آزادی، عدالت و سعادت ارائه میکنند.
در یک الگو، انسان بیشتر بهعنوان نیروی کار دیده میشود؛ در الگویی دیگر، به مصرفکننده تبدیل میشود؛ و در الگویی دیگر، تابع قدرت سیاسی است.
پس سؤال اصلی این نیست که یک جامعه چقدر ثروت یا فناوری دارد.
سؤال مهمتر این است:
این امکانات در خدمت چه تصویری از انسان و چه نوع زندگی قرار گرفتهاند؟
سیستمعامل تمدن اسلامی
در نگاه اسلامی، اداره جامعه باید بر پایه «امامت» شکل بگیرد؛ یعنی هدایت جامعه توسط رهبری الهی و صالح، با مشارکت مردم و با هدف رسیدن به عدالت و حیات طیبه.
قرآن کریم درباره نتیجه ایمان و عمل صالح میفرماید:
«فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً»
«پس او را به زندگی پاکیزهای زنده میداریم.»
سوره نحل، آیه ۹۷
حیات طیبه فقط رفاه مادی نیست. عزت، عدالت، امنیت اخلاقی، رشد معنوی، استقلال و پیوند اجتماعی نیز بخشی از آن است.
مسجد در این میان چه نقشی دارد؟
اگر امامت را سیستمعامل تمدن اسلامی بدانیم، مسجد یکی از مهمترین پایگاههای اجرای آن است.
مسجد باید این مبانی را در زندگی واقعی مردم جاری کند:
عدالت در روابط اجتماعی
کمک به نیازمندان
تربیت نسل جوان
حل اختلافها
تقویت خانواده
ایجاد همدلی میان همسایگان
شناسایی مسائل محله
در این نگاه، مسجد فقط محل انتقال مفاهیم نیست؛ محل تبدیل مبانی به رفتار و ساختار اجتماعی است.
کمک به نیازمندان
تربیت نسل جوان
حل اختلافها
تقویت خانواده
ایجاد همدلی میان همسایگان
شناسایی مسائل محله
در این نگاه، مسجد فقط محل انتقال مفاهیم نیست؛ محل تبدیل مبانی به رفتار و ساختار اجتماعی است.
نقش امام جماعت
امام جماعت وظیفه دارد میان «مبانی» و «میدان عمل» ارتباط برقرار کند.
او باید بتواند:
اصول دینی را بشناسد؛
مسائل واقعی مردم را ببیند؛
ظرفیتهای محله را شناسایی کند؛
مردم را برای حل مسائل گرد هم آورد؛
فعالیتها را در مسیر عدالت و حیات طیبه هدایت کند.
بنابراین امام جماعت، فقط پاسخگوی مسائل فردی نیست؛ بلکه میتواند راهبر اجتماعی مسجد و تسهیلگر شکلگیری جامعه مؤمنانه باشد.
مسائل واقعی مردم را ببیند؛
ظرفیتهای محله را شناسایی کند؛
مردم را برای حل مسائل گرد هم آورد؛
فعالیتها را در مسیر عدالت و حیات طیبه هدایت کند.
بنابراین امام جماعت، فقط پاسخگوی مسائل فردی نیست؛ بلکه میتواند راهبر اجتماعی مسجد و تسهیلگر شکلگیری جامعه مؤمنانه باشد.
جمعبندی
تمدن با ساختمانهای بزرگ آغاز نمیشود؛ با انسان و الگویی که برای اداره زندگی او انتخاب میکنیم آغاز میشود.
اگر سیستمعامل جامعه بر سود، قدرت و مصرف بنا شود، حتی پیشرفتهترین فناوریها نیز ممکن است به تنهایی، تبعیض و فرسودگی انسان منجر شوند.
اما اگر الگوی حکمرانی بر امامت، عدالت، مردمداری و کرامت انسان استوار باشد، مسجد میتواند این الگو را در مقیاس محله به زندگی مردم وارد کند.
مسجد جامعهپرداز، محل نصب و اجرای سیستمعامل تمدن اسلامی در زندگی اجتماعی مردم است.
مستندات
قرآن کریم، سوره نحل، آیه ۹۷.
نهجالبلاغه، خطبه ۳، خطبه شقشقیه؛ درباره جایگاه هدایت و مسئولیت اجتماعی امام.
نهجالبلاغه، نامه ۴۵؛ نامه امیرالمؤمنین(ع) به عثمان بن حنیف درباره سادهزیستی و فاصله نگرفتن مسئول از مردم.
ادامه دارد…
قرآن کریم، سوره نحل، آیه ۹۷.
نهجالبلاغه، خطبه ۳، خطبه شقشقیه؛ درباره جایگاه هدایت و مسئولیت اجتماعی امام.
نهجالبلاغه، نامه ۴۵؛ نامه امیرالمؤمنین(ع) به عثمان بن حنیف درباره سادهزیستی و فاصله نگرفتن مسئول از مردم.
ادامه دارد…
نظر، پرسش یا پیشنهاد
هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده است؛ شما اولین نفر باشید.