ذهن انسان برای شناخت اشیا معمولاً از تعریف، حد و اندازه استفاده می‌کند. دربارهٔ یک موجود می‌پرسد: چیست؟ کجاست؟ چه ویژگی‌هایی دارد؟ چه اندازه‌ای دارد؟ اما این شیوه دربارهٔ خداوند به همان شکل قابل اجرا نیست.
خداوند محدود به جنس، فصل، مکان و اندازه نیست. اگر او را با ویژگی‌های مخلوقات تعریف کنیم، در حقیقت خدا را در چارچوب ذهن خود محصور کرده‌ایم.
راه شناخت خدا، توجه به آثار و نشانه‌های اوست. انسان از نظم جهان، حیات، آگاهی، قدرت، محبت و گرایش فطری به حقیقت، به مبدأیی فراتر از خود پی می‌برد؛ اما هیچ‌کدام از این آثار، ذات خدا را محدود نمی‌کنند.
آیات آفاقی و انفسی، انسان را به خدا راهنمایی می‌کنند، ولی خداوند در هیچ‌یک از آن‌ها محصور نیست. نشانه‌ها، راه هستند؛ مقصد نیستند.