متن عربی با اعراب
الْبَلَاغَةُ
الْبَلَاغَةُ فِي اللُّغَةِ: تَدُلُّ عَلَى الْوُصُولِ وَالِانْتِهَاءِ؛ يُقَالُ: بَلَغَ فُلَانٌ مُرَادَهُ إِذَا وَصَلَ إِلَيْهِ، وَبَلَغَ الرَّكْبُ الْمَدِينَةَ إِذَا انْتَهَى إِلَيْهَا.
وَهِيَ تَقَعُ فِي الِاصْطِلَاحِ وَصْفًا لِلْكَلَامِ وَالْمُتَكَلِّمِ دُونَ الْمُفْرَدِ؛ لِعَدَمِ السَّمَاعِ بِذٰلِكَ.
بَلَاغَةُ الْكَلَامِ
عَرَّفُوا بَلَاغَةَ الْكَلَامِ بِأَنَّهَا مُطَابَقَةُ الْكَلَامِ الْفَصِيحِ لِمَا يَقْتَضِيهِ حَالُ الْخِطَابِ.
وَهٰذَا يَحْتَاجُ إِلَى شَيْءٍ مِنَ الْبَيَانِ، فَاعْلَمْ:
أَنَّ لِلْكَلَامِ صُوَرًا وَخُصُوصِيَّاتٍ كَالْإِيجَازِ، وَالتَّأْكِيدِ، وَحَذْفِ جُزْءٍ مِنْهُ، وَتَقْدِيمِ مَا حَقُّهُ التَّأْخِيرُ فِيهِ، وَخِلَافِ كُلِّ مِنْهَا.
وَأَيْضًا هُنَاكَ أُمُورٌ تَدْعُو الْمُتَكَلِّمَ إِلَى أَنْ يُورِدَ كَلَامَهُ عَلَى صُورَةٍ مَخْصُوصَةٍ مِنْهَا دُونَ خِلَافِهَا.
وَيُسَمَّى الْأَمْرُ الدَّاعِي: الْمَقَامَ وَحَالَ الْخِطَابِ، وَالصُّورَةُ الْمَخْصُوصَةُ الْمَدْعُوُّ إِلَيْهَا: الِاعْتِبَارَ الْمُنَاسِبَ وَمُقْتَضَى الْحَالِ.
مَثَلًا: الْمَدْحُ يَدْعُو الْمُتَكَلِّمَ إِلَى إِطْنَابِ الْكَلَامِ دُونَ…
پاورقیها
۱. «رَجُلٌ بَلِيغٌ» یعنی مردی خوشسخن و فصیح. «بَلُغَ الرَّجُلُ بَلَاغَةً» یعنی زبانآور شد.
منبع: لسان العرب، ۸/۳۲.
۲. «مقتضای حال» را میتوان «مقتضی» نیز نامید؛ زیرا ویژگیهای متناسبِ سخن را اقتضا میکند.
ترجمهٔ روان
بلاغت در لغت به معنای رسیدن و پایانیافتن است؛ مثلاً میگویند: فلانی به خواستهاش رسید، یا کاروان به شهر رسید.
در اصطلاح، بلاغت صفتِ سخن و گوینده است، نه واژهٔ تنها؛ زیرا دربارهٔ یک واژهٔ منفرد، تعبیر «بليغ» به کار نرفته است.
بلاغت کلام یعنی سخنِ فصیح، با موقعیت و حالِ گفتوگو هماهنگ باشد.
سخن شکلها و ویژگیهای گوناگونی دارد؛ مانند کوتاهگویی، تأکید، حذف بخشی از جمله، یا جلوآوردن چیزی که معمولاً باید بعدتر بیاید. همچنین، موقعیتهایی وجود دارد که گوینده را به انتخاب یکی از این شکلها، و نه شکل دیگر، وادار میکند.
آن عاملِ اثرگذار را «مقام» یا «حالِ خطاب» مینامند و صورتِ مناسبِ سخن را «مقتضای حال» یا «اعتبار مناسب» میگویند. برای مثال، مقام مدح معمولاً گوینده را به تفصیلدادنِ سخن فرا میخواند.
شرح
فصاحت یعنی پاکی و روانیِ لفظ؛ اما بلاغت یک گام فراتر است: سخنِ فصیح باید متناسب با مخاطب، موضوع و موقعیت نیز باشد.یک جمله ممکن است کاملاً فصیح باشد، اما چون در جای نامناسب گفته شده، بلیغ نباشد.«مقام» علتِ انتخاب سبک سخن است؛ «مقتضای حال» همان سبکی است که با آن موقعیت تناسب دارد.مثال: در ستایشِ شخصی بزرگ، تفصیل و ذکر صفات او مناسب است؛ اما در مقام هشدار فوری، کوتاهی و صراحت مناسبتر است.
نظر، پرسش یا پیشنهاد
هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده است؛ شما اولین نفر باشید.