متن عربی با اعراب

أَوْ بُعْدِهَا، أَوْ غَيْرِ ذٰلِكَ مِنْ أَوْصَافِ الْحُرُوفِ.
الثَّالِثُ: الْغَرَابَةُ؛ وَهِيَ كَوْنُ الْكَلِمَةِ غَيْرَ ظَاهِرَةِ الْمَعْنَى، وَلَا مَأْلُوفَةِ الِاسْتِعْمَالِ عِنْدَ الْعَرَبِ الْفُصَحَاءِ، وَلَهَا مَوْضِعَانِ:
أ. مَا يُعَابُ اسْتِعْمَالُهُ لِلِاحْتِيَاجِ إِلَى تَتَبُّعِ اللُّغَاتِ، وَكَثْرَةِ التَّفْتِيشِ فِي قَوَامِيسِ مَتْنِ اللُّغَةِ الْمُطَوَّلَةِ حَتَّى يُعْرَفَ مَعْنَاهُ؛ نَحْوُ: «تَكَأْكَأْتُمْ وَارْتَبَقْتُمْ» بِمَعْنَى اجْتَمَعْتُمْ وَتَفَرَّقْتُمْ، فِي قَوْلِ عِيسَى بْنِ عُمَرَ النَّحْوِيِّ: «مَا لَكُمْ تَكَأْكَأْتُمْ عَلَيَّ كَتَكَأْكُئِكُمْ عَلَى ذِي جِنَّةٍ؟ ارْفُقُوا عَنِّي».
وَنَحْوُ «جَحْخَنْجَعٍ» مِنْ قَوْلِ أَبِي الْهَيْمِسَعِ:
مِنْ طَمْخَةٍ صَيَّرَهَا جَحْخَنْجَعٌ لَمْ يَحْضُهَا الْجَدْلُ بِالتَّنَزُّعِ
ب. مَا يُوجِبُ حَيْرَةَ السَّامِعِ فِي فَهْمِ الْمَقْصُودِ مِنْهُ؛ لِأَنَّهُ غَيْرُ مُسْتَعْمَلٍ عِنْدَ الْعَرَبِ، وَلَمْ يُعْرَفْ لَهُ مَعْنًى، فَيَحْتَاجُ إِلَى تَأْوِيلٍ وَتَخْرِيجٍ، كَـ«الْمُسَرَّجِ» فِي قَوْلِ الشَّاعِرِ:
وَمُقْلَةٍ وَحَاجِبٍ مُزَجَّجٍ وَفَاحِمًا وَمِرْسَنًا مُسَرَّجًا
فَلَا يُعْلَمُ مَا أُرِيدَ بِقَوْلِهِ «مُسَرَّجًا» حَتَّى اخْتَلَفَتْ أَئِمَّةُ اللُّغَةِ فِي تَخْرِيجِهِ؛ فَذَهَبَ ابْنُ دُرَيْدٍ إِلَى أَنَّهُ بِمَعْنَى كَالسَّيْفِ السُّرَيْجِيِّ؛ أَخْذًا مِنْ قَوْلِهِمْ لِلسُّيُوفِ: سُرَيْجِيَّةٌ، أَيْ: مَنْسُوبَةٌ إِلَى حَدَّادٍ يُسَمَّى سُرَيْجًا. فَالشَّاعِرُ يُرِيدُ تَشْبِيهَ الْأَنْفِ فِي دِقَّتِهِ وَاسْتِوَائِهِ بِالسَّيْفِ السُّرَيْجِيِّ. وَذَهَبَ ابْنُ سِيدَهْ إِلَى أَنَّهُ بِمَعْنَى كَالسِّرَاجِ أَخْذًا مِنَ السِّرَاجِ، فَهُوَ يُرِيدُ تَشْبِيهَ الْأَنْفِ فِي بَرِيقِهِ وَلَمَعَانِهِ بِهِ.
فَصَاحَةُ الْكَلَامِ
هِيَ حُسْنُهُ الْحَاصِلُ مِنْ مُوَافَقَتِهِ لِلْقِيَاسِ النَّحْوِيِّ، وَسُهُولَةِ النُّطْقِ بِهِ، وَسُهُولَةِ فَهْمِ الْمُرَادِ مِنْهُ، مَعَ فَصَاحَةِ مُفْرَدَاتِهِ.
فَهُنَا أَرْبَعَةُ أُمُورٍ كُلٌّ مِنْهَا يُخِلُّ بِفَصَاحَةِ الْكَلَامِ.

پاورقی‌ها

۱. برخی از گونه‌های غرابت، پس از توضیح و تفسیر قابل فهم می‌شوند، مانند مثال نخست؛ و برخی حتی با تفسیر نیز به‌آسانی روشن نمی‌شوند، مانند مثال دوم.
۲. بعضی، عامل چهارمی نیز افزوده‌اند: ناخوشایندیِ شنیداری.

ترجمهٔ روان

سومین عاملِ آسیب‌زننده به فصاحت واژه، غرابت است؛ یعنی واژه‌ای که معنایش روشن نیست و در زبان عربی فصیح، کاربردی شناخته‌شده و رایج ندارد.
غرابت دو گونه است:
گاهی واژه آن‌قدر ناآشناست که برای دانستن معنایش باید به کتاب‌های لغت مفصل مراجعه کرد؛ مانند واژه‌های دشوار و کم‌کاربردی که در مثال‌های این صفحه آمده‌اند.گاهی واژه چنان مبهم است که شنونده حتی پس از شنیدن آن، در مقصود گوینده سرگردان می‌شود و باید آن را تأویل و تحلیل کرد؛ مانند «مُسَرَّج» در شعر. دربارهٔ این واژه اختلاف کرده‌اند: برخی آن را به شمشیرِ صیقلی و باریک نسبت داده‌اند و برخی آن را به چراغ و درخشندگی مربوط دانسته‌اند.
سپس نویسنده وارد تعریف فصاحت کلام می‌شود: کلام فصیح، سخنی است که با قواعد نحو سازگار باشد، تلفظ آن آسان باشد، مقصودش به‌راحتی فهمیده شود و واژه‌های آن نیز فصیح باشند.

شرح


غرابت با دشواری علمی تفاوت دارد؛ منظور، استفاده از واژه‌های مهجور و نامأنوس است که فهم سخن را بی‌دلیل سخت می‌کند.اگر یک واژه برای فهمیده‌شدن نیازمند جست‌وجوی طولانی در لغت‌نامه‌ها باشد، معمولاً در مقام سخن فصیح مناسب نیست.در شعر «مُسَرَّج»، اختلاف لغویان نشان می‌دهد که ابهام واژه می‌تواند مخاطب را از دریافت سریع معنا بازدارد.فصاحت کلام، افزون بر فصاحتِ تک‌تک واژه‌ها، نیازمند جمله‌بندی درست و معنای روشن است.