متن عربی با اعراب

الْأَوَّلُ: عَدَمُ فَصَاحَةِ الْمُفْرَدَاتِ.
الثَّانِي: ضَعْفُ التَّأْلِيفِ؛ وَهُوَ أَنْ يَكُونَ الْكَلَامُ جَارِيًا عَلَى خِلَافِ مَا اشْتَهَرَ مِنْ قَوَانِينِ النَّحْوِ الْمُعْتَبَرَةِ عِنْدَ جُمْهُورِ الْعُلَمَاءِ، كَوَصْلِ الضَّمِيرَيْنِ الْمَنْصُوبَيْنِ، وَتَقْدِيمِ غَيْرِ الْأَعْرَفِ مِنْهُمَا عَلَى الْأَعْرَفِ، مَعَ أَنَّهُ يَجِبُ الْفَصْلُ فِي تِلْكَ الْحَالَةِ، كَقَوْلِ الْمُتَنَبِّي:
خَلَتِ الْبِلَادُ مِنَ الْغَزَالَةِ لَيْلَهَا فَأَعَاضَهَاكِ اللهُ كَيْ لَا تَحْزَنَا
وَكَالْإِضْمَارِ قَبْلَ تَقَدُّمِ مَرْجِعِهِ، نَحْوَ:
وَلَوْ أَنَّ مَجْدًا أَخْلَدَ الدَّهْرَ وَاحِدًا مِنَ النَّاسِ أَبْقَى مَجْدُهُ الدَّهْرَ مُطْعَمَا
الثَّالِثُ: تَنَافُرُ الْكَلِمَاتِ؛ وَهُوَ وَصْفٌ فِي الْكَلِمَاتِ يُوجِبُ عُسْرَ النُّطْقِ بِهَا مُجْتَمِعَةً عَلَى اللِّسَانِ، وَإِنْ كَانَتْ كُلُّ مِنْهَا عَلَى انْفِرَادِهَا فَصِيحَةً.
وَالْمِلَاكُ لِمَعْرِفَةِ الْعُسْرِ وَالصُّعُوبَةِ هُوَ الذَّوْقُ السَّلِيمُ، كَمَا سَبَقَ، سَوَاءٌ كَانَ التَّنَافُرُ مِنْ تَجَاوُرِ كَلِمَاتٍ مُتَقَارِبَةِ الْحُرُوفِ، أَمْ تَكْرِيرِ كَلِمَةٍ أَمْ غَيْرِ ذٰلِكَ، نَحْوَ:
كَرِيمٌ مَتَى أَمْدَحْهُ أَمْدَحْهُ وَالْوَرَى مَعِي وَإِذَا مَا لُمْتُهُ لُمْتُهُ وَحْدِي
وَنَحْوَ:
وَقَبْرُ حَرْبٍ بِمَكَانٍ قَفْرٍ وَلَيْسَ قُرْبَ قَبْرِ حَرْبٍ قَبْرُ
الرَّابِعُ: التَّعْقِيدُ؛ وَهُوَ كَوْنُ الْكَلَامِ خَفِيَّ الدَّلَالَةِ عَلَى مَا أُرِيدَ مِنْهُ، وَهُوَ عَلَى قِسْمَيْنِ:
أ. التَّعْقِيدُ اللَّفْظِيُّ: وَهُوَ التَّعْقِيدُ الْحَاصِلُ مِنْ وَضْعِ الْأَلْفَاظِ فِي غَيْرِ الْمَوَاضِعِ اللَّائِقَةِ بِهَا، مِنْ تَقْدِيمٍ أَوْ تَأْخِيرٍ أَوْ حَذْفٍ بِالْقَرِينَةِ، أَوْ فَصْلٍ بِأَجْنَبِيٍّ بَيْنَ الْكَلِمَاتِ الَّتِي يَنْبَغِي تَجَاوُرُهَا، كَقَوْلِ الْمُتَنَبِّي:

پاورقی

۱. مطعم بن عدی از بزرگان مشرکان بود و در مواردی از پیامبر(ص) حمایت می‌کرد.

ترجمهٔ روان

نخستین عاملِ آسیب به فصاحت کلام، فصیح‌نبودن واژه‌های آن است.
دوم، ضعف تألیف است؛ یعنی جمله برخلاف قواعد مشهور نحو ساخته شود؛ برای نمونه، ضمیرها به‌گونه‌ای به هم وصل شوند که باید از هم جدا باشند، یا ضمیر پیش از مرجع خود بیاید.
سوم، تنافر واژه‌ها است؛ یعنی واژه‌ها هرکدام به‌تنهایی فصیح باشند، اما هنگامی که کنار هم قرار می‌گیرند، تلفظشان دشوار و سنگین شود. تشخیص آن با ذوق سالم زبانی است.
چهارم، تعقید است؛ یعنی کلام، مقصود را به‌روشنی نرساند. تعقید لفظی وقتی پدید می‌آید که ترتیب طبیعی واژه‌ها به‌هم بخورد؛ مانند تقدیم، تأخیر، حذف یا فاصله‌انداختن میان واژه‌هایی که باید کنار هم باشند.

شرح


ضعف تألیف عیبِ ساختار جمله است، نه عیبِ یک واژهٔ تنها.در بیت دوم، ضمیرِ «مَجْدُهُ» به «مُطْعَمًا» برمی‌گردد، در حالی که مرجع ضمیر بعدتر آمده است؛ از نظر بلاغی، این ترتیب فهم را دشوار می‌کند.تنافر کلمات با تنافر حروف فرق دارد: در تنافر حروف، تلفظ یک واژه دشوار است؛ در تنافر کلمات، دشواری از کنار هم‌نشستن چند واژه پدید می‌آید.این صفحه فقط تعریف تعقید لفظی را آغاز می‌کند؛ مثال و ادامهٔ بحث در صفحهٔ بعد آمده است.