مقدمه


قرآن کریم دو دسته نشانه برای شناخت حق معرفی می‌کند: نشانه‌های آفاقی و نشانه‌های انفسی.
«سَنُریهِم آیاتِنا فِی الآفاقِ وَ فِی أَنفُسِهِم حَتّى یَتَبَیَّنَ لَهُم أَنَّهُ الحَقُّ»
«به‌زودی نشانه‌های خود را در جهان بیرون و در وجود خودشان به آنان نشان می‌دهیم تا برایشان روشن شود که او حق است.»
سورهٔ فصلت، آیهٔ ۵۳

سیر آفاقی


سیر آفاقی یعنی انسان با مشاهدهٔ جهان، نظم، حیات، حرکت و وابستگی موجودات، به مبدأ هستی توجه کند. آسمان، زمین، گیاهان، حیوانات و نظام دقیق عالم، همگی می‌توانند نشانه‌هایی برای تفکر باشند.
مثلا گیاه پیچک: ساقهٔ آن پیوسته می‌گردد و تکیه‌گاهی پیدا می‌کند تا بتواند رشد کند. این حرکت ساده، نشانه‌ای از علم، قدرت و حیات جاری در موجودات دانسته شده است.

سیر انفسی


سیر انفسی، حرکت در درون خویش است؛ یعنی انسان به جای آنکه تنها به جهان بیرون نگاه کند، حقیقت نفس، نیازمندی، ضعف، اراده، محبت و وابستگی خود را بررسی نماید.
در متن، سیر انفسی کوتاه‌تر و سودمندتر از سیر آفاقی دانسته شده است؛ زیرا نفس انسان به خداوند نزدیک است و میان آن دو، حجابی از جنس فاصلهٔ مکانی وجود ندارد. حجاب اصلی، تعین و خودبینی انسان است.

دریا در درون انسان


در دعایی از اهل‌بیت علیهم‌السلام آمده است:
«اللَّهُمَّ اجعَل غِنایَ فی نَفسی»
«خدایا بی‌نیازی مرا در وجود خودم قرار بده.»
در توضیح این دعا، نفس انسان به دریایی گسترده تشبیه شده است که در آن درّ و مرجان و سرمایه‌های فراوان وجود دارد؛ اما انسان، بر اثر غفلت و هوا و هوس، پیوسته به بیرون خود مراجعه می‌کند و از این سرمایهٔ درونی بی‌خبر می‌ماند.
حافظ همین معنا را چنین بیان کرده است:
سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد
وانچه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد
گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است
طلب از گمشدگان لب دریا می‌کرد
انسان گاهی چیزی را از دیگران می‌طلبد که ریشهٔ آن در وجود خودش نهاده شده است؛ اما تا زمانی که به درون خویش بازنگردد، این سرمایه را نمی‌شناسد.

«دواؤک فیک»

دَواؤُکَ فیکَ وَ ما تَشعُرُ
وَ داؤُکَ مِنکَ وَ ما تَنظُرُ
أَتَزعَمُ أَنَّکَ جِرمٌ صَغیرٌ
وَ فیکَ انطَوَى العالَمُ الأکبَرُ
ترجمهٔ مضمون چنین است: درمان تو در خود توست و آن را درنمی‌یابی؛ درد تو نیز از خود توست و آن را نمی‌بینی. آیا گمان می‌کنی موجودی کوچک هستی، در حالی‌که عالم بزرگ در تو نهفته است؟
این شعر، هم‌زمان دو حقیقت را بیان می‌کند: انسان ظرفیت بزرگی دارد، اما درد و مانع اصلی او نیز در درون خودش قرار گرفته است.

جمع‌بندی


سیر آفاقی می‌تواند انسان را به نشانه‌های خدا برساند؛ اما در این منابع، سیر انفسی راهی نزدیک‌تر و عمیق‌تر معرفی شده است. انسان باید از جهان بیرون آغاز کند، اما در نهایت به شناخت نفس و رفع حجاب‌های درونی برسد.