«انانیت» در ادبیات عرفانی، صرفِ داشتن شخصیت یا هویت انسانی نیست. انانیت یعنی انسان برای خود استقلال، بزرگی و محوریتِ حقیقی قائل شود؛ به‌گونه‌ای که «من» به‌جای بندگی، مرکز تصمیم، ارزش‌گذاری و ادراک او گردد.
راه خدا راه خاکساری و مسکنت است. تا انسان از خودبینی پایین نیاید، حقیقت برای او گشوده نمی‌شود؛ زیرا خودبینی با عبودیت جمع نمی‌شود. انسان نمی‌تواند هم‌زمان خود را صاحب اختیار مطلق بداند و در برابر خداوند به فقر و نیاز واقعی اعتراف کند.
برای توضیح این مسئله، تمثیل «فیل بادی» مطرح شده است. در جشن‌ها، گاه فیلی بزرگ از باد ساخته می‌شد؛ از دور عظیم، پرابهت و واقعی به نظر می‌رسد، اما وزن و حقیقتِ فیل را ندارد. کافی است سوزنی به آن برسد تا تمام آن بزرگی فروبپاشد.
انانیت نیز چنین است. نفس، تصویری بزرگ و متورم از انسان می‌سازد: منِ دانا، منِ مهم، منِ صاحب مقام، منِ مستقل، منِ برتر از دیگران. این بزرگی پوشالی است؛ زیرا وجود انسان و هر کمالی که دارد، عاریتی و وابسته به خداست.
«فنا» به معنای نابود شدن جسم، ترک مسئولیت یا نفی شخصیت انسانی نیست. مقصود، کنار رفتن ادعای استقلال و خودمحوری است. انسان به جای اینکه خود را محور عالم ببیند، نسبت حقیقی خود را به‌عنوان بنده درمی‌یابد.
این معنا با فقر حقیقی پیوند دارد. فقر در این ادبیات، نداشتن مال نیست؛ فهم وابستگی کامل انسان به خداوند است. انسانی که به این فقر آگاه شود، نه به دانش خود مغرور می‌شود، نه به عبادت خود، نه به موقعیت اجتماعی و نه به تجربه‌های معنوی‌اش.
جمع‌بندی: انانیت، حجابی است که انسان را بزرگ نشان می‌دهد، اما از حقیقت خود دور می‌کند. عبودیت، ترک مسئولیت نیست؛ بازگشت از خودبینیِ موهوم به نیاز واقعی و بندگی آگاهانه است.