در مسیر سلوک، انسان باید میان انجام وظیفه و اصرار بر نقشه‌های شخصی تفاوت بگذارد. راه سلوک، راهی نیست که انسان با محاسبات نفسانی برای خود طراحی کند و سپس خدا را موظف به اجرای آن بداند.
انسان باید قلب خود را به خدا بسپارد و از خدا بخواهد که برای او تقدیر کند؛ زیرا نقشه‌ای که انسان بر اساس خواهش‌های خود می‌کشد، ممکن است تنها «نقشه هوایی» باشد، نه نقشه‌ای هماهنگ با حقیقت وجود او.
این معنا با جمله‌ای از منابع روایی بیان شده است:
«أَن لَا یُدَبِّرَ العَبدُ لِنَفسِهِ تَدبِیرًا.»
یعنی بنده برای خویش، در برابر تدبیر الهی، استقلال‌طلبانه نقشه‌کشی نکند.
این سخن به معنای ترک مسئولیت‌های عادی زندگی نیست. مقصود، کنار گذاشتن خودبینی و ادعای استقلال در مسیر معنوی است؛ انسان وظیفه‌اش را انجام می‌دهد، اما نتیجه و شکل نهایی راه را به خدا می‌سپارد.
این دعای مورد سفارش نیز، همین نیاز را نشان می‌دهد:
«اللَّهُمَّ لَا تَکِلْنَا إِلَى أَنفُسِنَا طَرفَةَ عَینٍ وَلَا أَقَلَّ مِن ذَلِکَ.»
خدایا، ما را حتی به اندازه یک چشم برهم‌زدن، به خودمان وامگذار.
حافظ نیز می‌گوید:
«تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافری است / راهرو گر صد هنر دارد، توکل بایدش»
در این نگاه، دانش و عبادت ارزشمندند، اما اگر انسان به آن‌ها مغرور شود و خود را بی‌نیاز از لطف خدا ببیند، همان سرمایه‌ها می‌توانند به زمینه خودبینی تبدیل شوند.