محبت الهی با انتظارِ یک احساس ناگهانی به دست نمی‌آید. راه آن، التزام جدی به وظایف شرعی، همراه با اخلاص و توجه است؛ و نام فشرده این التزام، «مراقبه» است.
مراقبه صرفاً چند دقیقه خلوت یا دقت در یک عمل خاص نیست. سالک باید در همه حال مراقب باشد که از وظیفه‌اش تخلف نکند و از تصمیمی که گرفته است بازنگردد. بنابراین مراقبه، نگهبانی مستمر از جهت زندگی است: انسان بداند چه تعهدی دارد، چه چیزی او را از آن دور می‌کند، و چگونه باید بر تصمیم درست خود باقی بماند.
محبت به کمال و جمال مطلق امری فطری است؛ اما دل انسان زیر لایه‌های فراوانی از دلبستگی‌ها و پراکندگی‌ها قرار می‌گیرد. علاقه افراطی به امور متکثر و مادی، مانند حجاب، آن میل نخستین را می‌پوشاند. بر اساس این بیان، مراقبه عشق را از بیرون به انسان تزریق نمی‌کند؛ بلکه حجاب‌ها را اندک‌اندک ضعیف می‌سازد تا آن گرایش فطری مجال ظهور پیدا کند.
پس میان مراقبه و محبت، رابطه‌ای تدریجی برقرار است:
مراقبه، جلوی تخلف مکرر از تصمیم درست را می‌گیرد.استمرار در مراقبه، دلبستگی‌های مزاحم را کم‌رنگ می‌کند.با ضعیف شدن حجاب‌ها، توجه دل به مبدأ کمال و جمال آشکارتر می‌شود.
این نگاه، راه معنوی را از هیجان‌های زودگذر جدا می‌کند. ممکن است کسی گاه‌به‌گاه شور و حالی پیدا کند؛ اما آنچه زمینه پیدایش محبت پایدار است، وفاداری عملی است، نه صرف تجربه احساسات.
همچنین مطالعه زندگی کسانی را که با محبت خدا زیسته‌اند و خواندن شعرهای عرفانیِ پرحرارت برای تقویت این جهت مفید است. مقصود از چنین خواندنی، سرگرمی ادبی نیست؛ بلکه بیدار کردن همان طلبی است که زیر انبوه عادت‌ها و اشتغال‌ها پنهان شده است.
جمع‌بندی:
مراقبه یعنی انسان در تمام روز، از تصمیمی که او را به خدا نزدیک می‌کند محافظت کند. محبت در این نگاه، میوه استمرار، اخلاص و وفاداری به وظیفه است.