«نفی خواطر» به معنای تعطیل کردن اندیشه نیست. برعکس، اسلام برای فکر جایگاه مهمی قائل است؛ اما در اینجا از خواطر پراکنده و تشویش‌آفرینی سخن می‌گوییم که دل را از توجه به خدا بازمی‌دارند. مقصود این است که انسان، پیش از نماز و ذکر، از هر چیزی که بیش از اندازه ضرورت او را پریشان و متفرق می‌کند فاصله بگیرد.
برای این کار، سه پایه اصلی معرفی شده است:
1- مراقبه و مجاهده: انسان مراقب باشد که از وظیفه و تصمیم درست خود منحرف نشود و در برابر خواهش‌هایی که او را پراکنده می‌کند مقاومت کند.
2- توجه به نفس: این توجه یکی از ابزارهای جمع شدن دل است؛ یعنی انسان از پراکندگی بیرونی بازگردد و نسبت خود را با درون خویش فراموش نکند.
3- ذکر: اگر خاطره‌ای هجوم آورد، ذکر ابزار دفع آن معرفی شده است. ذکر در اینجا فقط تکرار لفظ نیست؛ وسیله‌ای برای بازگرداندن جهت دل است.
قرآن کریم درباره اهل تقوا می‌فرماید:
«إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ» سوره اعراف، آیه ۲۰۱
یعنی هنگامی که وسوسه‌ای آنان را فراگیرد، به یاد خدا می‌افتند و در نتیجه، بینا می‌شوند.
و در آیه‌ای دیگر آمده است:
«أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» سوره رعد، آیه ۲۸
ذکر و نفی خواطر رابطه‌ای دوسویه دارند: ذکر، پراکندگی را کم می‌کند؛ و هر اندازه پراکندگی کمتر شود، ذکر به حقیقت خود نزدیک‌تر می‌گردد.
تمثیل مثنوی برای این مسئله بسیار گویاست. در آن، اعمال و عبادت‌های انسان به گندم تشبیه شده و نفسِ غافل به موشی که پنهانی انبار را خالی می‌کند:
«اول ای جان دفع شرّ موش کن وانگه اندر جمع گندم جوش کن»
اگر انسان فقط به انباشتن عمل توجه کند، اما از رخنه‌های پنهان غفلت و خودخواهی مراقبت نکند، ممکن است حاصل سال‌ها کوشش او پراکنده شود.
جمع‌بندی: نفی خواطر با یک اقدام لحظه‌ای حاصل نمی‌شود. مراقبه، مقاومت در برابر پراکندگی، بازگشت به درون و ذکر، سه ضلعِ حرکت تدریجی دل به سوی آرامش‌اند.