حرکت به سوی خدا فقط کار ذهن، فقط کار قلب، یا فقط انجام اعمال ظاهری نیست. انسان با همه مراتب وجودی خود باید در این سفر شرکت کند: بدن، ذهن، عقل، نفس و روح.
صورت بندی انسان، چندلایه است:
1- بدن و عالم ماده، که در عمل و رفتار ظاهر میشود؛2- ذهن و عالم مثال، که محل خیالها و صورتهای ذهنی است؛3- عقل و نفس، که به حقیقت درونی انسان مربوطاند.
1- بدن و عالم ماده، که در عمل و رفتار ظاهر میشود؛2- ذهن و عالم مثال، که محل خیالها و صورتهای ذهنی است؛3- عقل و نفس، که به حقیقت درونی انسان مربوطاند.
از اینرو، عبادت کامل نیز باید در همه این ساحتها جریان داشته باشد. بدن در نماز رو به قبله میایستد، رکوع و سجود میکند؛ ذهن باید از پراکندگی و هجوم خاطرات تا اندازه امکان محفوظ بماند؛ و روح باید در توجه به خداوند، از اشتغال به غیر او فاصله بگیرد.
باید دو افراط را نقد کنیم.
افراط نخست، بسنده کردن به ظاهر اعمال است: کسی نماز و عبادت را انجام میدهد، اما از روح و معنای آن غافل است.
افراط دوم، سخن گفتن از باطن و معنا، همراه با رها کردن عبادت و عمل شرعی است. این نگاه ها، هر دو راه ناقصاند.
راه درست، جمع میان ظاهر و باطن است. ظاهر، ظرف و عنوان باطن است؛ و باطن، جان و حقیقت ظاهر. اگر ظاهر بیروح باشد، به پوستهای بیمغز تبدیل میشود؛ و اگر باطن از عمل جدا شود، به تخیل و ادعا نزدیک میگردد.
دعای نقلشده، همین پیوند را بهخوبی نشان میدهد:
«اللّهُمَّ نَوِّرْ ظاهِری بِطاعَتِکَ، وَ باطِنی بِمَحَبَّتِکَ، وَ قَلبی بِمَعرِفَتِکَ، وَ روحی بِمُشاهَدَتِکَ.»
خدایا، ظاهرم را با طاعتت، باطنم را با محبتت، قلبم را با معرفتت و روحم را با مشاهدهات نورانی کن.
دانش ذهنی—اگر برهان درست و استوار باشد—بهتنهایی عطش روح را فرو نمینشاند. علم و استدلال ارزش دارند؛ زیرا از شک و خطا جلوگیری میکنند. اما انسان فقط ذهن نیست. دل نیز به اخلاص، تطهیر، آرامش و حضور نیاز دارد.
قرآن کریم میفرماید:
«قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا * وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا» رستگار شد آنکه نفس خود را پاک ساخت و زیان کرد آنکه آن را آلوده ساخت. سوره شمس، آیات ۹ و ۱۰
روایتی با این مضمون نیز آمده است:
«مَا أَخْلَصَ عَبْدٌ لِلَّهِ أَرْبَعِينَ صَبَاحًا إِلَّا جَرَتْ يَنَابِيعُ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَى لِسَانِهِ.»
این روایت، اخلاص را عامل جوشیدن حکمت از دل میداند، نه صرف انباشتن اطلاعات در ذهن.
جمعبندی: عرفان عملی، انسان را به یک عبادتِ یکساحتی دعوت نمیکند. بدن باید مطیع باشد، ذهن مراقبت شود، قلب با محبت زنده گردد و روح به سوی خدا جهت پیدا کند. کمال، محصول هماهنگی این مراتب است.
نظر، پرسش یا پیشنهاد
هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده است؛ شما اولین نفر باشید.