قبولی عمل با مقدار ظاهری آن سنجیده نمی‌شود. معیار اصلی، نسبت عمل با خداوند و میزان خلوص آن است. ممکن است انسانی کار بزرگی انجام دهد، اما انگیزهٔ اصلی‌اش شهرت، غلبه بر دیگران یا اثبات شخصیت خود باشد. در مقابل، ممکن است فردی کاری کوچک انجام دهد، اما همان کار با نیت پاک و برای رضای خدا صورت گرفته باشد.
در این نگاه، اخلاص تنها یک حالت درونی هنگام شروع عمل نیست؛ بلکه باید در ادامهٔ عمل و پس از آن نیز حفظ شود. انسان ممکن است عبادتی را برای خدا آغاز کند، اما در میانهٔ راه با خودنمایی، منت‌گذاشتن یا انتظار ستایش مردم، آن را آلوده کند.
نشانهٔ اخلاص، استقامت و هماهنگی همهٔ حرکات و سکنات با رضای خداست. انسان مخلص، تنها در مسجد و محراب خدا را نمی‌خواهد؛ بلکه در روابط خانوادگی، معاملات، سخن‌گفتن، سکوت‌کردن، تصمیم‌گیری و برخورد با مخالف نیز مراقب است که از مرز رضای الهی خارج نشود.
به همین دلیل، اخلاص با توحید ارتباط مستقیم دارد. کسی که خدا را تنها معبود می‌داند، باید عمل خود را نیز از انگیزه‌های رقیب پاک کند. اگر رضایت مردم، منفعت شخصی یا میل به دیده‌شدن در کنار رضایت خدا قرار گیرد، عمل از خلوص کامل فاصله می‌گیرد.