مقدمه
هر دانهای که در زمین کاشته میشود، امکان تبدیلشدن به درختی بزرگ را دارد؛ اما اگر آب، نور و مراقبت کافی به آن نرسد، ممکن است پیش از رسیدن به کمال خشک شود. در مورد انسان نیز استعدادهای فراوانی در وجود او نهاده شده است، اما همهٔ انسانها این استعدادها را به فعلیت نمیرسانند.
در منبع، انسانهایی که بدون رشد حقیقی از دنیا میروند، به میوهٔ کال تشبیه شدهاند؛ میوهای که نه طعم کامل دارد و نه خاصیت لازم.
چرا انسان نارس میماند؟
ضعف درک، غرور، هوس و تکبر، انسان را به ظاهر زندگی دنیا محدود میکند. او تنها آنچه را میبیند که با حواس قابل دریافت است: مال، مقام، لذت، خانه، لباس و روابط اجتماعی. در نتیجه، از عالم معنا، استعدادهای روحی و قابلیتهای الهی خود غافل میشود.
اشتغال دائمی به کثرتهای دنیا، مانند آن است که کسی تمام عمر مشغول شمردن برگهای یک درخت باشد، اما از دیدن ریشهٔ آن غافل بماند.
انسان میتواند مظهر صفات الهی و حامل امانت خلافت باشد؛ اما اگر تمام توان خود را صرف لذتهای حسی کند، این امکان در وجود او به فعلیت نمیرسد.
دنیا؛ فرصت رشد
بر اساس محتوای این منبع، دنیا فقط محل اقامت نیست؛ محل کسب معرفت و ساختن شخصیت روحی انسان است. فرصت هدایت، انتخاب، توبه و مجاهده در همین نشئه فراهم میشود.
قرآن کریم میفرماید:
«یَعلَمونَ ظاهِرًا مِنَ الحَیاةِ الدُّنیا وَ هُم عَنِ الآخِرَةِ هُم غافِلونَ»
«آنان تنها ظاهری از زندگی دنیا را میدانند و از آخرت غافلاند.»
سورهٔ روم، آیهٔ ۷
مشکل، داشتن دنیا نیست؛ مشکل، متوقفشدن در ظاهر آن است.
آیا حرکت پس از مرگ تضمین شده است؟
در منبع، برای توضیح این مسئله به آیهٔ زیر اشاره شده است:
در منبع، برای توضیح این مسئله به آیهٔ زیر اشاره شده است:
«وَ مَن یَخرُج مِن بَیتِهِ مُهاجِرًا إِلَى اللّهِ وَ رَسولِهِ ثُمَّ یُدرِکهُ المَوتُ فَقَد وَقَعَ أَجرُهُ عَلَى اللّهِ»
«هرکس از خانهٔ خود به سوی خدا و پیامبرش هجرت کند و در میان راه مرگ او را دریابد، پاداشش بر عهدهٔ خداست.»
سورهٔ نساء، آیهٔ ۱۰۰
در توضیحات منبع، دربارهٔ دلالت این آیه دو برداشت گزارش شده است. برخی احتمال دادهاند که سالکی که پیش از رسیدن به کمال از دنیا میرود، در برزخ مسیر خود را کامل کند. اما در جمعبندی نهایی متن تأکید شده است که آیه، وعدهٔ قطعیِ رسیدن به مقصد پس از مرگ نمیدهد؛ بلکه از پاداش الهی برای مهاجر سخن میگوید.
بنابراین، انسان نباید کمال را به آیندهای نامعلوم واگذار کند.
لقاء الهی در همین نشئه
در این دیدگاه، دنیا مرحلهٔ کسب معرفت و آمادگی است و آخرت، مرحلهٔ نتیجه و جزا. از همینرو، انسان باید تا زمانی که فرصت اختیار و عمل دارد، برای رسیدن به معرفت، اخلاص و عبودیت تلاش کند.
مرگ، پایان دفتر عمل است. پس از بستهشدن این دفتر، آنچه به انسان میرسد به فضل الهی وابسته است و نمیتوان بر آن مانند یک برنامهٔ قطعی حساب کرد.
جمعبندی
استعداد انسان، مانند میوهای است که باید در همین دنیا برسد. اگر انسان تمام عمر خود را در ظاهر دنیا صرف کند، ممکن است با سرمایهای بزرگ، اما ناتمام و نارس از دنیا برود.
سلوک یعنی مراقبت از این استعداد، تا پیش از پایان فرصت، از قوه به فعلیت برسد.
نظر، پرسش یا پیشنهاد
هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده است؛ شما اولین نفر باشید.