مقدمه


همهٔ انسان‌ها در یک سطح از نگاه به دنیا قرار ندارند. تفاوت اصلی میان آنان، در مقدار دارایی یا موقعیت اجتماعی نیست؛ بلکه در نوع رابطه‌ای است که با دنیا برقرار می‌کنند.
در این منبع، انسان‌ها در برابر دنیا به سه گروه تقسیم شده‌اند.

گروه نخست: گرفتار ظاهر دنیا


گروه اول، تنها ظاهر زندگی دنیا را می‌بینند. تمام توجه آنان به لذت‌های حسی، مال، شهرت و خواهش‌های نفسانی محدود می‌شود. آنان از عالم معنا، ملکوت و استعدادهای درونی خود غافل‌اند.
چنین انسانی ممکن است از نظر ظاهری فعال و موفق باشد، اما در درون، از مقصد آفرینش خود بی‌خبر بماند. او به‌تدریج چنان در دنیا فرو می‌رود که انسانیت و حقیقت روح خود را فراموش می‌کند.

گروه دوم: اهل عبادت، اما هنوز وابسته


گروه دوم، از گروه نخست آگاه‌ترند. عبادت می‌کنند، از خدا یاد می‌برند و در مسیر طاعت گام‌هایی برمی‌دارند؛ اما هنوز دل خود را به‌طور کامل از غیر خدا پاک نکرده‌اند.
این افراد ممکن است هم خدا را بخواهند و هم وابستگی‌های نفسانی خود را حفظ کنند. تا زمانی که خواسته‌هایشان با تقدیر الهی هماهنگ باشد، احساس محبت و ایمان دارند؛ اما وقتی با دشواری، محرومیت یا مخالفت با میل خود روبه‌رو می‌شوند، محبتشان سست می‌شود.
در حقیقت، محبوب اصلی آنان گاهی خودِ نفس است، نه خداوند.

گروه سوم: اهل محبت و توحید


گروه سوم، کسانی هستند که محبت خداوند در وجودشان ریشه دوانده و به‌تدریج همهٔ زوایای وجودشان را فراگرفته است. آنان دنیا را می‌بینند، اما در آن متوقف نمی‌شوند.
برای این گروه، غیر خدا حقیقت مستقل و ماندگار ندارد. آنان می‌دانند هرچه جز خداست، فانی و وابسته است؛ ازاین‌رو دل خود را به امور گذرا گره نمی‌زنند.
این افراد از دنیا استفاده می‌کنند، اما دنیا در قلبشان جایگاه معبود پیدا نمی‌کند.

گفت‌وگوی امام باقر علیه‌السلام با جابر


در روایتی که در «الکافی» نقل شده، امام باقر علیه‌السلام به جابر فرمودند که مؤمنان به بقای دنیا اطمینان نمی‌کنند و خود را از آمدن آخرت ایمن نمی‌دانند. آنان اهل فکر و عبرت‌اند؛ صداها و مناظر دنیا، آنان را از یاد خدا غافل نمی‌کند.
در ادامه، دنیا با سه تصویر توضیح داده می‌شود:
منزلی موقت که مسافر مدتی در آن توقف می‌کند و سپس کوچ می‌نماید؛
مالی که انسان در خواب می‌بیند و پس از بیداری چیزی از آن در دست ندارد؛
سایهٔ ابری که لحظه‌ای بر زمین می‌افتد و سپس ناپدید می‌شود.
منبع روایت: الکافی، ج ۲، کتاب ایمان و کفر، باب ذمّ دنیا و زهد در آن، ص ۱۳۲ تا ۱۳۴.

اهل تقوا چه ویژگی دارند؟


در همان روایت، اهل تقوا «کم‌هزینه‌ترین مردم دنیا» و در عین حال، سودمندترین دوستان معرفی شده‌اند. آنان هنگام یاد خدا یاری می‌رسانند و اگر کسی دچار فراموشی شود، او را متذکر می‌کنند.
این افراد اهل سخن گفتن به حق و ایستادگی بر فرمان خدا هستند. آنان محبت خود را از وابستگی‌های پراکنده جدا کرده و به محبت پروردگار پیوند زده‌اند.
رفاقت با چنین انسان‌هایی، به‌جای افزایش دلبستگی به دنیا، یاد خدا و انگیزهٔ طاعت را تقویت می‌کند.

دشواری تشخیص


ممکن است فردی در ظاهر زاهد یا عابد باشد، اما هنوز در گروه دوم قرار داشته باشد. معیار، لباس، سخن، تعداد عبادت یا ظاهر اجتماعی نیست؛ معیار، میزان وابستگی قلبی و واکنش انسان در برابر تقدیر الهی است.
اگر انسان در زمان رفاه خدا را بخواهد، اما در زمان محرومیت از او روی‌گردان شود، هنوز محبت او از مرحلهٔ ادعا فراتر نرفته است.

جمع‌بندی


سه گروه یادشده، سه مرحلهٔ نگاه به زندگی را نشان می‌دهند:
۱. زندگی برای لذت و غفلت؛
۲. عبادت همراه با باقی‌ماندن وابستگی‌ها؛
۳. استفاده از دنیا، بدون اسارت قلب در آن.
سلوک، حرکت از گروه نخست به سوی گروه سوم است؛ حرکتی که با فکر، عبرت، محبت، تقوا و رها‌شدن از خودبینی انجام می‌شود.