متن عربی

ملاحظات

تَقَدَّمَ أَنَّهُ تُخِلُّ بِالفَصاحَةِ مُخالَفَةُ القِياسِ الصَّرْفِيِّ، وَالغَرابَةُ، وَالتَّنافُرُ، وَضَعْفُ التَّأْليفِ، وَالتَّعْقيدُ؛ فَاعْلَمْ أَنَّ:
۱. مُخالَفَةَ القِياسِ: تُعْرَفُ بِعِلْمِ الصَّرْفِ.
۲. الغَرابَةَ: تُعْرَفُ بِكَثْرَةِ الِاطِّلاعِ عَلى كَلامِ العَرَبِ، وَالإِحاطَةِ بِالمُفْرَداتِ المَأْنوسَةِ.
۳. التَّنافُرَ: يُعْرَفُ بِالذَّوْقِ السَّليمِ.
۴. ضَعْفَ التَّأْليفِ وَالتَّعْقيدَ اللَّفْظِيَّ: يُعْرَفانِ بِعِلْمِ النَّحْوِ.
۵. التَّعْقيدَ المَعْنَوِيَّ: يُعْرَفُ بِعِلْمِ البَيانِ.
وَتَقَدَّمَ أَيْضاً أَنَّ البَلاغَةَ هِيَ مُطابَقَةُ الكَلامِ الفَصيحِ لِمُقْتَضَى الحالِ؛ فَاعْلَمْ أَنَّ أَحْوالَ اللَّفْظِ العَرَبِيِّ الَّتي بِها يُطابِقُ الكَلامُ مُقْتَضَى الحالِ تُعْرَفُ بِعِلْمِ المَعاني.
وَهُناكَ أُمورٌ تَكْسو الكَلامَ رِقَّةً وَلَطافَةً بَعْدَ بَلاغَتِهِ، وَهِيَ تُعْرَفُ بِعِلْمِ البَديعِ.
فَإِذاً يَجِبُ عَلى طالِبِ البَلاغَةِ، مُضافاً إِلى مَعْرِفَةِ اللُّغَةِ وَالصَّرْفِ وَالنَّحْوِ، وَكَوْنِهِ سَليمَ الذَّوْقِ، مَعْرِفَةُ المَعاني وَالبَيانِ، وَتُسْتَحْسَنُ لَهُ مَعْرِفَةُ عِلْمِ البَديعِ.
فَعِلْمُ المَعاني: هُوَ ما يَبْحَثُ عَنْ أُمورٍ يُحْتَرَزُ بِها عَنِ الخَطَإِ في تَأْدِيَةِ المَعْنى الَّذي يُريدُ المُتَكَلِّمُ إيصَالَهُ إِلى ذِهْنِ المُخاطَبِ.
وَعِلْمُ البَيانِ: هُوَ ما يَبْحَثُ عَنْ أُمورٍ يُحْتَرَزُ بِها عَنِ التَّعْقيدِ المَعْنَوِيِّ.
وَعِلْمُ البَديعِ: هُوَ ما يَبْحَثُ عَنْ أُمورٍ يُرادُ بِها تَحْسينُ الكَلامِ بَعْدَ بَلاغَتِهِ.
وَحَيْثُ إِنَّ عِلْمَ البَيانِ يُحْتَرَزُ بِهِ عَنِ التَّعْقيدِ المَعْنَوِيِّ فَهُوَ دَخيلٌ في فَصاحَةِ الكَلامِ.
وَحَيْثُ إِنَّ عِلْمَ المَعاني يُحْتَرَزُ بِها عَنِ الخَطَإِ في تَأْدِيَةِ المَعْنى فَهُوَ دَخيلٌ في البَلاغَةِ.
وَأَمَّا البَديعُ فَهُوَ أَمْرٌ خارِجِيٌّ يُرادُ بِهِ تَحْسينُ الكَلامِ بَعْدَ بَلاغَتِهِ لا غَيْرُ.
وَظَهَرَ مِمّا تَقَدَّمَ أَنَّ النَّظَرَ في كُلٍّ مِنَ الفَصاحَةِ وَالبَلاغَةِ إِلى اللَّفْظِ وَالمَعْنى جَميعاً، وَإِنْ كانَ في الفَصاحَةِ إِلى اللَّفْظِ أَكْثَرَ.

پاورقی‌ها

این صفحه پاورقی ندارد.

ترجمه روان

ملاحظات

پیش‌تر گفته شد که مخالفت با قیاس صرفی، غرابت، ناهماهنگیِ آوایی، ضعف تألیف و پیچیدگی، به فصاحت آسیب می‌زنند. پس بدان که:
۱. مخالفت با قیاس صرفی، با علم صرف شناخته می‌شود.
۲. غرابت واژه، با آشنایی فراوان با سخن عرب و احاطه بر واژه‌های مأنوس شناخته می‌شود.
۳. تنافر و ناهماهنگیِ آوایی، با ذوق سالم تشخیص داده می‌شود.
۴. ضعف تألیف و پیچیدگی لفظی، با علم نحو شناخته می‌شوند.
۵. پیچیدگی معنوی، با علم بیان شناخته می‌شود.
همچنین گذشت که بلاغت، هماهنگی سخن فصیح با مقتضای حال است. پس بدان که حالت‌های گوناگونِ لفظ عربی که سخن به‌وسیله آن‌ها با مقتضای حال سازگار می‌شود، با علم معانی شناخته می‌گردد.
اموری نیز وجود دارد که پس از تحقق بلاغت، به سخن لطافت و زیبایی می‌بخشد؛ این امور با علم بدیع شناخته می‌شوند.
بنابراین، بر دانش‌پژوه بلاغت لازم است افزون بر آشنایی با زبان، صرف و نحو و برخورداری از ذوق سالم، علم معانی و بیان را نیز بداند؛ و آشنایی با علم بدیع نیز برای او پسندیده است.
علم معانی دانشی است که از اموری بحث می‌کند که انسان به‌وسیله آن‌ها از خطا در رساندن معنای مورد نظر گوینده به ذهن مخاطب پرهیز می‌کند.
علم بیان دانشی است که از اموری بحث می‌کند که به‌وسیله آن‌ها از پیچیدگی معنوی پرهیز می‌شود.
علم بدیع دانشی است که از اموری بحث می‌کند که برای زیباتر کردن کلام، پس از بلاغت آن، به کار می‌روند.
از آنجا که علم بیان مانع پیچیدگی معنوی می‌شود، در فصاحت کلام نقش دارد. و چون علم معانی از خطا در رساندن معنا جلوگیری می‌کند، در بلاغت دخیل است. اما بدیع امری افزوده است که تنها برای زیباتر کردن سخنِ دارای بلاغت به کار می‌رود.
از مطالب گذشته روشن شد که در فصاحت و بلاغت، هم لفظ و هم معنا مورد توجه‌اند؛ ولی در فصاحت، توجه به لفظ بیشتر است.

شرح

این صفحه پیوند علوم بلاغی را با فصاحت و بلاغت روشن می‌کند:
صرف، معیار تشخیص درستی ساخت واژه‌هاست.لغت و مأنوس‌بودن واژه‌ها، غرابت را آشکار می‌کند.نحو، ساخت درست جمله و پرهیز از پیچیدگی لفظی را بررسی می‌کند.بیان، از پیچیدگی در معنا جلوگیری می‌کند.معانی، سخن را متناسب با موقعیت و مخاطب می‌سازد.بدیع، پس از فصاحت و بلاغت، لایه‌ای از زیبایی و لطافت به سخن می‌افزاید.
پس بدیع به‌تنهایی سخن را بلیغ نمی‌کند؛ ابتدا باید کلام صحیح، روشن، فصیح و متناسب با مقام باشد، سپس آرایه‌های بدیعی بر زیبایی آن افزوده شوند.