یکی از بنیادیترین مسائل در خداشناسی، تشخیص مرز میان «اثبات صفات خدا» و «تشبیه خدا به مخلوقات» است. اگر صفات الهی را به همان معنایی که در موجودات جسمانی به کار میرود، دربارهٔ خداوند به کار ببریم، خدا را محدود و مرکب فرض کردهایم. اما اگر همهٔ صفات را نفی کنیم، به تعطیل معرفت میرسیم و راه شناخت خدا را میبندیم.
راه درست آن است که صفات الهی را اثبات کنیم، اما از مشابهتدادن آنها با صفات مخلوقات بپرهیزیم. خداوند علم دارد، اما علم او اکتسابی و محدود نیست؛ قدرت دارد، اما قدرت او مانند قدرت جسمانی و وابسته به ابزار نیست؛ حیات دارد، اما حیات او از بدن و شرایط طبیعی سرچشمه نمیگیرد.
در روایت یونس بن ظبیان، امام صادق علیهالسلام با صراحت این اصل را بیان میکنند:
«مَنْ زَعَمَ أَنَّ لِلَّهِ وَجْهًا كَالْوُجُوهِ فَقَدْ أَشْرَكَ، وَمَنْ زَعَمَ أَنَّ لِلَّهِ جَوَارِحَ كَجَوَارِحِ الْمَخْلُوقِينَ فَهُوَ كَافِرٌ بِاللَّهِ… تَعَالَى اللَّهُ عَمَّا يَصِفُهُ الْمُشَبِّهُونَ بِصِفَةِ الْمَخْلُوقِينَ.»امام صادق علیهالسلام
ترجمه: کسی که گمان کند خداوند صورتی مانند صورتهای مخلوقات دارد، مشرک شده است؛ و کسی که برای خدا اعضایی مانند اعضای مخلوقات قائل شود، به خدا کافر شده است. خداوند برتر و منزّه است از آنچه تشبیهکنندگان، او را با صفات مخلوقات توصیف میکنند.
سند روایت:
ابن بابویه، از علی بن الحسین، از ابومحمّد هارون بن موسی، از محمّد بن همّام، از عبدالله بن جعفر حِمیَری، از عمر بن علی عبدی، از داود بن کثیر رقّی، از یونس بن ظبیان، از امام جعفر صادق علیهالسلام.
این روایت در «البرهان فی تفسیر القرآن»، جلد دوم، صفحهٔ ۲۹۳ نقل شده و با اختلافی اندک در «کفایة الأثر فی النصّ علی الأئمّة الاثنی عشر»، صفحات ۲۵۵ تا ۲۵۹ نیز آمده است.
نظر، پرسش یا پیشنهاد
هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده است؛ شما اولین نفر باشید.