فناء به معنای نابودی جسم، عقل یا مسئولیت انسانی نیست.
فناء یعنی از میان رفتن استقلالپنداری و خودبینی. انسان در این مرحله درمییابد که وجود، توانایی و کمال او از خودش نیست و هیچ لحظهای از فیض خدا بینیاز نیست.
پس از این مرحله، سخن از بقاء به بقاءالله است؛ یعنی انسان در عین باقیبودن، خود را قائم به خدا میبیند. او از عالم فرار نمیکند، شریعت را کنار نمیگذارد و مسئولیت اجتماعی و اخلاقی خود را رها نمیسازد؛ بلکه نسبت او با همهٔ این امور توحیدی میشود.
انسان کامل کسی نیست که مخلوقات را نبیند؛ بلکه کسی است که مخلوقات را مستقل از خدا نمیبیند. او در کثرت، وحدت مبدأ را مشاهده میکند و در عین توجه به اسباب، اثر حقیقی را از خدا میداند.
در این مقام، تعلق انسان از خود و غیر خدا کاسته میشود و محبت او به خدا مرکز رفتار و اندیشهاش قرار میگیرد. فناء، پایان شخصیت انسان نیست؛ پایان توهم استقلال اوست.
نظر، پرسش یا پیشنهاد
هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده است؛ شما اولین نفر باشید.