در پست پیشین، از سبک‌شدن بار خودبینی سخن گفتیم. اکنون باید به بخش دیگری از زندگی توجه کنیم: آنچه هر روز به جسم و جان خود وارد می‌کنیم. سفره، درآمد، دعوت‌ها و معاشرت‌ها، همگی در قلمرو مراقبت سالک قرار دارند.
قرآن می‌فرماید:
> «فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسَانُ إِلَىٰ طَعَامِهِ» > پس انسان باید به خوراک خود بنگرد. / سوره عبس، آیه ۲۴
نگاه‌کردن به خوراک، برای سالک به معنای توجه و مسئولیت‌پذیری است: غذایی که بر سفره قرار دارد چگونه فراهم شده و آیا نسبت به حلال‌بودن آن، مراقبت لازم صورت گرفته است؟
این توجه از شیوه کسب درآمد آغاز می‌شود. نمی‌توان در عبادت خواهان پاکی بود و در معامله، پرداخت بدهی، ادای حق شریک یا رعایت حقوق مردم بی‌دقت ماند. مراقبت از سفره، با مراقبت از راه تأمین آن پیوند دارد. پیش از آنکه از آثار معنوی غذا سخن بگوییم، باید سهم خود را در رعایت حق دیگران روشن کنیم.
در ادامه، معاشرت و انتخاب میزبان نیز اهمیت پیدا می‌کند. بخشی از توصیه پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله به ابوذر، بر همراهی با اهل ایمان و تقوا تأکید دارد:
> «لَا تُصَاحِبْ إِلَّا مُؤْمِنًا، وَلَا يَأْكُلْ طَعَامَكَ إِلَّا تَقِيٌّ» > جز با مؤمن مصاحبت مکن و غذای تو را جز پرهیزکار نخورد. / امالی شیخ طوسی، ص ۵۳۵؛ به نقل از جلد اول کتاب
محور این توصیه، جدی‌گرفتن معاشرت نزدیک است. نشست‌وبرخاست مداوم، به‌تدریج بر پسندها و رفتارهای انسان اثر می‌گذارد. سالک باید ببیند در کدام مجلس، یاد خدا و رعایت حق مردم آسان‌تر می‌شود و در کدام جمع، بی‌مبالاتی برایش عادی می‌گردد.
برای طلبه و سالک، این مراقبت در دعوت‌ها و ارتباطات اجتماعی نیز مطرح است. هر دعوتی صرفاً به دلیل احترام ظاهری یا منفعت احتمالی، شایسته پذیرش نیست. باید دید حضور در آن مجلس، با وظیفه و حرمت علم سازگار است یا انسان را به همراهی با رفتارهایی می‌کشاند که خود نادرست می‌داند.
تمرین این هفته، بررسی یک بخش مشخص از زندگی است: منبع درآمد، یک حق مالیِ پرداخت‌نشده، یا یک معاشرت تکرارشونده. به‌جای نگرانی مبهم، مسئله‌ای روشن را پیدا کن و برای اصلاح آن قدم بردار.
وقتی مراقبت از سفره و معاشرت جدی شود، سلوک از خلوت عبادت به زندگی روزمره راه پیدا می‌کند. پست بعد، این مسیر را با «مراقبت از زبان و آداب رفاقت» دنبال خواهد کرد.