سلوک از جایی آغاز میشود که انسان تصمیم میگیرد زندگیاش را از حالت پراکندگی بیرون بیاورد. بسیاری از ما خدا را میخواهیم، اما خواستههای گوناگون، عادتهای روزانه، علاقه به دیدهشدن و سرگرمیهای بیپایان، دل را میان مقصدهای کوچک تقسیم کردهاند.
اولین کار سالک، ساختن ظاهری عجیب یا انجام اعمالی سنگین نیست؛ بلکه باید ببیند برای چه زندگی میکند و هر کار را در کدام جهت انجام میدهد. درس خواندن، عبادت، معاشرت، کار، استراحت و حتی سکوت، وقتی ارزش سلوکی پیدا میکنند که در مسیر رضای خدا قرار گیرند.
برای طلاب محترم، این مسئله حساستر است. علم اگر به اخلاص و عمل پیوند نخورد، ممکن است به جای آنکه نردبان صعود باشد، پردهای میان انسان و حقیقت شود. علم باید دل را فروتنتر، زبان را مراقبتر و رفتار را پاکیزهتر کند.
از همین امروز، پیش از هر کار مهم، یک لحظه مکث کن و از خود بپرس: «این کار مرا به خدا نزدیک میکند یا فقط مرا در نظر دیگران بزرگتر نشان میدهد؟»
خداوند میفرماید:
«وَأَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى»
برای انسان بهرهای جز حاصل کوشش او نیست.
سلوک با یک تصمیم بزرگ آغاز نمیشود؛ با تصمیمهای کوچک و تکرارشوندهای آغاز میشود که جهت زندگی را تغییر میدهند.
نظر، پرسش یا پیشنهاد
هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده است؛ شما اولین نفر باشید.