در پست پیشین، از خلوت و محاسبه نفس سخن گفتیم. وقتی انسان به درون خود توجه میکند، متوجه میشود که حال دل همیشه یکسان نیست. گاهی نماز با حضور بیشتری همراه است، دعا آسانتر بر زبان جاری میشود و دل برای شنیدن سخن حق آمادگی دارد. گاهی نیز همان اعمال را انجام میدهد، اما خبری از آن گشایش و شیرینی نیست.
در زبان سلوک، از تنگی و گرفتگی با عنوان «قبض» و از گشایش و وسعت با عنوان «بسط» یاد میشود. در توضیح این دو حالت، نکته اصلی افزایش ظرفیت قلب است؛ قلب باید بتواند در دشواری و آسودگی، رو به خدا بماند.
امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرماید:
«إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ أَوْعِيَةٌ، فَخَيْرُهَا أَوْعَاهَا» / این دلها ظرفاند؛ بهترین آنها، دلی است که گنجایش بیشتری داشته باشد. / نهجالبلاغه، حکمت ۱۴۷
سالک در روزهای گشایش باید شکرگزار باشد و مراقب شود که شیرینی عبادت، او را به خودپسندی نکشاند. اگر امروز دعا با اشک همراه است، این توفیق مجوزی برای برتر دیدن خود از دیگران نیست. ممکن است کسی با دلی خشک و خسته، همان عبادت را با پایداری بیشتری انجام دهد؛ ما از حقیقت باطن او آگاه نیستیم.
در روزهای گرفتگی نیز نخست باید رفتار خود را بررسی کرد. آیا حقی ضایع شده است؟ آیا سخنی دل کسی را شکسته؟ آیا رابطه با پدر و مادر نیازمند ترمیم است؟ در بحث قبض و بسط، بر حقوق والدین تأکید ویژهای شده است؛ از این رو، رسیدگی به روابط نزدیک، بخشی از مراقبت سلوکی است.
این بررسی باید صادقانه باشد. قرار نیست انسان برای هر دلتنگی، گناهی خیالی پیدا کند یا درباره جایگاه معنوی خود حکم قطعی بدهد. مقصود آن است که سهم رفتارهای اختیاری خود را ببیند و آنچه اصلاحپذیر است، اصلاح کند.
برای طلبه و سالک الی الله، ثبات در وظیفه اهمیت فراوان دارد. درس، نماز، وفای به عهد و رعایت حق دیگران نباید فقط در روزهای خوشحالی رونق داشته باشد. دل ممکن است فراز و فرود داشته باشد؛ تعهد انسان باید بهتدریج استوارتر شود.
در محاسبه امشب، بهجای اینکه فقط بپرسی «چقدر حال خوش داشتم؟»، بپرس: «در هر حالی، چقدر به وظیفهام وفادار ماندم؟» همین پرسش، ما را به موضوع پست بعد میرساند: چگونه از دلِ عبادت، ادعای برتری نسازیم؟
نظر، پرسش یا پیشنهاد
هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده است؛ شما اولین نفر باشید.