در ادامهٔ گفتوگو با یونس بن ظبیان، دربارهٔ سرچشمهٔ علم صحیح پرسش میشود. پاسخ امام صادق علیهالسلام این است:
«يَا يُونُسُ! إِذَا أَرَدْتَ الْعِلْمَ الصَّحِيحَ فَعِنْدَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ؛ فَإِنَّا وَرِثْنَاهُ، وَأُوتِينَا شَرْحَ الْحِكْمَةِ وَفَصْلَ الْخِطَابِ.»
ترجمه: ای یونس، اگر علم صحیح را میخواهی، نزد ما اهلبیت است؛ زیرا آن را به ارث بردهایم و شرح حکمت و فصلالخطاب به ما عطا شده است.
سپس یونس میپرسد آیا همهٔ افراد منسوب به اهلبیت، این میراث را به یکسان دریافت کردهاند؟ امام پاسخ میدهند:
«مَا وَرِثَهُ إِلَّا الْأَئِمَّةُ الاثْنَا عَشَرَ.»
یعنی این میراث را جز امامان دوازدهگانه به ارث نبردهاند.
در ادامه، نام امامان چنین بیان میشود: علی بن ابیطالب، حسن، حسین، علی بن الحسین، محمد بن علی، جعفر بن محمد، موسی بن جعفر، علی بن موسی، محمد بن علی، علی بن محمد، حسن بن علی و حجت.
سند روایت:
ابن بابویه، از علی بن الحسین، از ابومحمّد هارون بن موسی، از محمّد بن همّام، از عبدالله بن جعفر حِمیَری، از عمر بن علی عبدی، از داود بن کثیر رقّی، از یونس بن ظبیان، از امام صادق علیهالسلام.
در پایان این بخش، نکتهای دربارهٔ تناسب گفتار با ظرفیت مخاطب بیان میشود:
«كُلُّ امْرِئٍ مَا يَحْتَمِلُهُ، وَلِكُلِّ وَقْتٍ حَدِيثُهُ، وَإِنَّكَ لَأَهْلٌ لِمَا سَأَلْتَهُ، فَاكْتُمْهُ إِلَّا عَنْ أَهْلِهِ.»
ترجمه: هرکس به اندازهای که توان تحمل دارد، دریافت میکند؛ برای هر زمانی سخنی متناسب با آن زمان وجود دارد؛ و تو شایستگی فهم آنچه را پرسیدی داری، پس این دانش را جز برای اهلش آشکار مکن.
این بخش، یک اصل مهم آموزشی را مطرح میکند: حقیقت واحد است، اما شیوهٔ انتقال آن باید با ظرفیت علمی، روحی و تربیتی مخاطب تناسب داشته باشد. دانش عمیق، بدون مقدمات لازم ممکن است به بدفهمی منجر شود؛ ازاینرو، تعلیم صحیح هم به محتوای درست نیاز دارد و هم به زمان، روش و مخاطب مناسب.
نظر، پرسش یا پیشنهاد
هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده است؛ شما اولین نفر باشید.