در روایت، برای دستیابی به حکمت، علم و صدق، سه راه متفاوت بیان شده است:
- حکیمان، حکمت را از راه سکوت به دست می‌آورند.
- عالمان، علم را از راه طلب و جست‌وجو کسب می‌کنند.
- صدیقان، صدق را با خشوع و عبادت طولانی به دست می‌آورند.
این تقسیم‌بندی نشان می‌دهد که همهٔ مراتب معرفت با یک روش حاصل نمی‌شوند. علم نظری به مطالعه، پرسش، استدلال و طلب نیاز دارد؛ اما حکمت تنها با انباشتن اطلاعات پدید نمی‌آید. انسان باید سکوت کند تا از پراکندگی ذهن، شتاب در قضاوت و غلبهٔ سخنان بی‌ثمر فاصله بگیرد.
همچنین صدق، صرفاً راست‌گویی زبانی نیست. صدق یعنی هماهنگی میان باور، نیت و عمل. خشوع و عبادت طولانی، انسان را از ادعاهای ذهنی بیرون می‌آورد و او را با حقیقت ضعف و نیازمندی خویش روبه‌رو می‌کند.
در این مسیر، خطر مهمی نیز وجود دارد: ممکن است انسان علم، عبادت و روایت داشته باشد، اما به سبب رعایت‌نکردن حق خدا و عمل‌نکردن به فرمان او، به جای رفعت، سقوط کند.
بنابراین، داشتن معلومات دینی به‌تنهایی نشانهٔ معرفت نیست. معیار اصلی این است که علم، انسان را متواضع‌تر، صادق‌تر، مسئول‌تر و وابسته‌تر به خدا کند.