متن عربی با اعراب
تَمْهِيدٌ
إِنَّ كَلَامَ الْعَرَبِ فِي صَدْرِ الْإِسْلَامِ وَقَبْلَهُ كَانَ عَلَى أَحْسَنِ مَرَاتِبِ الْفَصَاحَةِ وَأَرْقَى دَرَجَاتِ الْبَلَاغَةِ؛ لِاشْتِمَالِهِ عَلَى الْمَجَازِ، وَالِاسْتِعَارَةِ، وَالتَّشْبِيهِ، وَالْإِيجَازِ، وَالْكِنَايَةِ، وَغَيْرِهَا مِمَّا يَزِيدُ الْكَلَامَ حُسْنًا وَحَلَاوَةً.
وَكَانَ لِاهْتِمَامِهِمْ بِالْفَصَاحَةِ وَالْبَلَاغَةِ شَأْنٌ كَبِيرٌ فِي رَوَاجِ الْأَدَبِ الْعَرَبِيِّ وَقِيَامِ سُوقِهِ.
حِينَ ذَاكَ نَزَلَ الْقُرْآنُ الْكَرِيمُ عَلَى أَفْصَحِ لُغَاتِ الْعَرَبِ وَأَكْثَرِهَا مَأْلُوفِيَّةً لَهُمْ، وَلَمْ تَكُنْ مَعَانِيهِ الظَّاهِرَةُ بِمَا فِيهَا مِنَ اللَّطَائِفِ وَالطَّرَائِفِ الْأَدَبِيَّةِ تَخْفَى عَلَيْهِمْ.
وَكَذَا جَرَى الْأَمْرُ بَيْنَهُمْ حَتَّى أَخَذَتِ الْأُمَمُ غَيْرُ الْعَرَبِيَّةِ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللهِ أَفْوَاجًا، وَيَعْتَنِقُونَ الْإِسْلَامَ دِينًا، وَبَعْدَ هِجْرَتِهِمْ إِلَى الْبِلَادِ الْعَرَبِيَّةِ امْتَزَجَتِ الْأَلْفَاظُ الْعَرَبِيَّةُ بِبَعْضِ أَلْفَاظِهِمْ، فَكُلَّمَا زَادَ الْبُعْدُ عَنْ زَمَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ ازْدَادَ:
أَوَّلًا: الْبُعْدُ عَنْ أَعْلَى مَرَاتِبِ الْفَصَاحَةِ وَالْبَلَاغَةِ وَالِاهْتِمَامِ بِهِمَا، فَاكْتَفَوْا بِأَقَلِّ مَا يَدُلُّ عَلَى الْمُرَادِ مِنَ الْكَلَامِ بِأَيْسَرِ طَرِيقٍ مُمْكِنٍ، وَشَاعَ هَذَا الطَّرِيقُ بَيْنَهُمْ حَتَّى تَغَيَّرَ أُسْلُوبُ الْكَلَامِ عِنْدَ عَامَّةِ النَّاسِ، وَخَفِيَتْ عَلَيْهِمْ مَزَايَا الْكَلَامِ وَطَرَائِفُهُ، وَمَا زَالَ يَنْمُو شَيْئًا فَشَيْئًا حَتَّى سَرَى دَاؤُهُ إِلَى بَعْضِ الْخَوَاصِّ أَيْضًا.
ثَانِيًا: الِاحْتِيَاجُ إِلَى اقْتِبَاسِ أُصُولٍ وَقَوَاعِدَ تُعِينُ عَلَى مَعْرِفَةِ مَزَايَا الْكَلَامِ وَتَحْسِينَاتِهِ بِقَدْرِ الْوُسْعِ، تَيْسِيرًا لِتَفْسِيرِ مَعَانِي الْقُرْآنِ الْكَرِيمِ، وَمَعْرِفَةِ أَخْبَارِ السُّنَّةِ وَأَشْعَارِ الْعَرَبِ.
وَبِمَا أَنَّ الْفَصَاحَةَ وَالْبَلَاغَةَ مِنْ أَهَمِّ وُجُوهِ إِعْجَازِ الْقُرْآنِ الْكَرِيمِ الدَّالَّةِ عَلَى صِدْقِ…
پاورقی
فَإِنَّهُ تَعَالَى يَقُولُ بِأَعْلَى صَوْتٍ:
﴿وَإِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَكُمْ مِنْ دُونِ اللهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ﴾ [الْبَقَرَةِ: ٢٣].
أَيْ: إِنْ كُنْتُمْ شَاكِّينَ فِي أَنَّهُ كَلَامُ اللهِ الْمُنَزَّلُ مِنْ عِنْدِهِ عَلَى عَبْدِهِ، وَجَوَّزْتُمْ أَنْ يَأْتِيَ بِهِ بَشَرٌ مِنْ عِنْدِ نَفْسِهِ، فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ؛ فَإِنَّهُ نَزَلَ بِلِسَانِكُمُ الْعَرَبِيِّ، وَأَنْتُمْ فِي أَعْلَى مَرَاتِبِ الْفَصَاحَةِ وَالْبَلَاغَةِ، وَادْعُوا مَنْ تُرِيدُونَ مِنَ الَّذِينَ يَنْصُرُونَكُمْ، ثُمَّ يُحَدِّيهِمْ بِقَوْلِهِ: إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ؛ فَالْآيَةُ تَدُلُّ عَلَى أَنَّهُمْ لَا يَقْدِرُونَ أَنْ يَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ.
ترجمهٔ روان
سخن عربها در آغاز اسلام و پیش از آن، در بالاترین مرتبههای فصاحت و بلاغت بود؛ زیرا در آن مجاز، استعاره، تشبیه، ایجاز، کنایه و شگردهای دیگری وجود داشت که بر زیبایی و دلنشینی سخن میافزود.
علاقهٔ آنان به فصاحت و بلاغت، در رونق ادبیات عرب و شکوفایی آن نقشی بزرگ داشت.
در چنین فضایی قرآن کریم به فصیحترین و آشناترین زبان عربی برای آنان نازل شد. بنابراین، معانی ظاهری قرآن و ظرافتها و زیباییهای ادبی آن برای عربزبانان پوشیده نبود.
این وضع ادامه داشت تا ملتهای غیرعرب گروهگروه وارد اسلام شدند و پس از مهاجرت به سرزمینهای عربی، برخی واژههایشان با زبان عربی درآمیخت. هرچه زمان از عصر پیامبر(ص) دورتر شد، دو پیامد پدید آمد:
۱. مردم از بالاترین سطح فصاحت و بلاغت و توجه به آن فاصله گرفتند و به کمترین مقدار سخن برای رساندن مقصود بسنده کردند. این شیوه رواج یافت، سبک سخن عموم مردم تغییر کرد و ظرافتها و زیباییهای زبان از نظرها پنهان ماند؛ تا آنجا که این آسیب به برخی خواص نیز سرایت کرد.
۲. نیاز به قواعد و اصولی پدید آمد تا به کمک آنها بتوان زیباییها و ظرافتهای سخن را شناخت؛ و فهم معانی قرآن، احادیث و شعر عرب آسانتر شود.
ترجمهٔ پاورقی
خداوند میفرماید: «اگر دربارهٔ آنچه بر بندهٔ خود نازل کردهایم تردید دارید، سورهای همانند آن بیاورید و اگر راست میگویید، گواهان و یاوران خود را غیر از خدا فراخوانید.» مقصود این است که اگر گمان میکنید قرآن سخن بشر است، با آنکه زبان شما عربی و در اوج فصاحت هستید، سورهای همانند آن بیاورید؛ اما ناتوانی آنان، نشان میدهد چنین کاری ممکن نیست.
شرح
نویسنده میان عصر فصاحت طبیعی عرب و دورهای که زبان بر اثر گسترش اسلام و آمیختگی اقوام دچار تغییر شد، تفاوت میگذارد.
مقصود از «اکتفا به کمترین سخن» این نیست که اختصار بد است؛ بلکه منظور، فراموششدن دقت، زیبایی و تناسب در بیان است.
پیدایش دانش بلاغت پاسخی به این نیاز بود: قواعدی برای فهم دقیق قرآن، حدیث و شعر عرب.
پاورقی، آیهٔ تحدّی را دلیلِ پیوند بلاغت با اعجاز قرآن معرفی میکند: قرآن به فصیحترین عربها دعوت کرد همانند یک سوره از آن بیاورند، ولی نتوانستند.
مقصود از «اکتفا به کمترین سخن» این نیست که اختصار بد است؛ بلکه منظور، فراموششدن دقت، زیبایی و تناسب در بیان است.
پیدایش دانش بلاغت پاسخی به این نیاز بود: قواعدی برای فهم دقیق قرآن، حدیث و شعر عرب.
پاورقی، آیهٔ تحدّی را دلیلِ پیوند بلاغت با اعجاز قرآن معرفی میکند: قرآن به فصیحترین عربها دعوت کرد همانند یک سوره از آن بیاورند، ولی نتوانستند.
نظر، پرسش یا پیشنهاد
هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده است؛ شما اولین نفر باشید.