اخلاص تنها به این معنا نیست که انسان در آغاز یک عمل، نیت خود را برای خدا قرار دهد. ممکن است نیت ابتدایی درست باشد، اما در ادامه،انگیزههای دیگری وارد عمل شوند؛ مانند جلب توجه، انتظار تشویق، برتریجویی یا منتگذاشتن بر دیگران.
معیار عمیقتر اخلاص،استقامت در تمام حرکات و سکنات است. انسان مخلص باید در عبادت، سخنگفتن، سکوت، معامله، روابط خانوادگی، فعالیت اجتماعی و حتی خلوت خود، مراقب جهت عمل باشد.
در روایت آمده است که علامت قبولی عمل، وجود استقامت و درستبودن همهٔ حرکات و سکنات است. مخلص کسی است که روح خود را در اصلاح عمل و رفتار به کار میگیرد و میکوشد دانش، داننده، عمل و موضوع عمل، همه در مسیر صحیح قرار گیرند.
این تعبیر، رابطهٔ میان علم و عمل را نیز روشن میکند. علم اگر به عمل تبدیل نشود، در حدّ مفهوم باقی میماند؛ عمل اگر بر پایهٔ علم نباشد، ممکن است به انحراف کشیده شود؛ و هر دو اگر از اخلاص جدا باشند، از مقصد توحیدی فاصله میگیرند.
اخلاص، در نهایت، تصفیهٔ تدریجی وجود انسان است؛ یعنی انسان باید انگیزههای خود را پیوسته بررسی کند، سهم نفس را کاهش دهد و رضای خدا را به معیار اصلی تصمیمهایش تبدیل نماید.
منبع روایت:
این مضمون از روایت «مصباح الشریعة» نقل شده و می توانید به شرح ملاعبدالرزاق گیلانی و نقل علامه مجلسی در «بحارالانوار» مراجعه فرمایید.