در گزارشی از حرکت امام حسین علیه‌السلام، گروهی از جنیان مسلمان نزد آن حضرت آمدند و آمادگی خود را برای نابودکردن دشمنان اعلام کردند. سخن آنان این بود:
«يَا سَيِّدَنَا! نَحْنُ شِيعَتُكَ وَأَنْصَارُكَ، فَمُرْنَا بِأَمْرِكَ وَمَا تَشَاءُ، وَلَوْ أَمَرْتَنَا بِقَتْلِ كُلِّ عَدُوٍّ لَكَ وَأَنْتَ بِمَكَانِكَ، لَكَفَيْنَاكَ ذَلِكَ.»
ترجمه: ای سرور ما، ما شیعیان و یاران تو هستیم. هر فرمانی داری به ما بگو؛ اگر فرمان دهی همهٔ دشمنانت را، در حالی که خود در جایگاهت باشی، از میان برمی‌داریم، این کار را برای تو انجام می‌دهیم.
پاسخ امام حسین علیه‌السلام، منطق قیام عاشورا را روشن می‌کند. حضرت ابتدا آیات مرگ و تقدیر را یادآور شدند:
«أَيْنَمَا تَكُونُوا يُدْرِككُّمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ.» / سورهٔ نساء، آیهٔ ۷۸.
ترجمه: هر کجا باشید، مرگ شما را درمی‌یابد، هرچند در برج‌هایی استوار و بلند باشید.
و نیز:
«لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلَىٰ مَضَاجِعِهِمْ.» / سورهٔ آل‌عمران، بخشی از آیهٔ ۱۵۴.
ترجمه: آنان که کشته‌شدن بر ایشان مقدر شده بود، قطعاً به سوی خوابگاه‌ها و قتلگاه‌های خویش بیرون می‌آمدند.
سپس حضرت توضیح می‌دهند که اگر در جای خود بمانند، مردم چگونه آزموده شوند و حقیقت انتخاب آنان چگونه آشکار گردد؟ بنابراین، مسئله فقط دفع دشمن یا حفظ جان نبود. عاشورا میدان آشکارشدن حق و باطل، وفاداری و خیانت، ایمان و دنیاطلبی بود.
قیام امام حسین علیه‌السلام بر قدرت‌نمایی تکیه نداشت؛ بر حجت و آگاهی تکیه داشت. در این منطق، پیروزی فقط غلبهٔ نظامی نیست؛ پیروزی آن است که راه حق چنان روشن شود که انسان‌ها با آگاهی انتخاب کنند.